سایت امام خامنه ای

 

بيانات در دانشگاه علوم انتظامى‌

در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

 تبريك عرض ميكنم به فارغ‌التحصيلان عزيز اين دانشگاه كه اكنون آماده هستند وارد عرصه‌ى عمل و انجام وظيفه شوند، و همچنين به جوانان عزيزِ سردوشى‌بگيرِ امروز كه خود را آماده كرده‌اند براى ورود در عرصه‌ى دانش و علم و آماده شدن براى انجام وظائف و كارهاى بزرگ. اين مراسم به بركت حضور شما جوانهاى عزيز و به بركت حضور در اين عرصه‌ى علمى، يكى از شيرين‌ترين و مطلوبترين مراسم ماست.

 كارهائى هم كه انجام گرفت - مانور بسيار خوب اين ميدان - و نظم و انضباط نيروها، قابل تقدير است. اين تحرك و انضباط در انجام كارهاى متعارف، ميتواند نشانه‌اى باشد از وجود نظم و انتظام فكرى و روحى، كه عامل اصلى در عمل درست و صراط مستقيم است؛ و اميدواريم همين جور باشد.

 آنچه من امروز ميخواهم به شما جوانان عزيزمان عرض كنم، اهميت نيروى انتظامى است؛ اهميت كارى است كه شما به آن همت گماشته‌ايد. اهميت نيروى انتظامى را بايد در اهميت امنيت اجتماعى دانست. هر اندازه كه امنيت براى يك ملت و يك كشور مهم است، به همان اندازه بايد به حافظان امنيت - كه يك مظهر برجسته‌ى آن، نيروى انتظامى است - اهميت داد. كارتان كار مهمى است. امنيت در يك كشور - چه امنيت اجتماعى و مدنى، چه امنيت روانى و اخلاقى - يكى از پايه‌ها و اركان اصلى پيشرفت و قوام و سربلندى كشور است. بدترين بلائى كه ميتوان بر سر يك ملتِ رو به رشد و پيشرفت وارد آورد، سلب امنيت است. وقتى امنيت وجود نداشت، فكر منتظم و به دنبال آن، عمل منتظم هم وجود نخواهد داشت و پيشرفت ميسر نخواهد شد. علاوه‌ى بر اينها، امنيت يك نياز اساسى براى انسانهاست. «الّذى اطعمهم من جوع و امنهم من خوف»؛(1) به عنوان دو نعمت بزرگ الهى، خداى متعال اين را به رخ مخاطبان اين آيه‌ى شريفه ميكشد: نجات از گرسنگى و نجات از ناامنى. اينها اهميت امنيت را نشان ميدهد.

 علاوه‌ى بر اينها، در مواجهه‌ى ميان نيروى اهريمنىِ استكبار بين‌المللى - كه امروز خطر بزرگى براى ملتهاى مستقل است - يكى از كارهائى كه آنها به طور دقيق دنبال ميكنند، ايجاد ناامنى است؛ چه ناامنى اجتماعى، چه ناامنى اخلاقى و معنوى و روحى. ثابت شده است كه ترويج مواد مخدر به دنبال طراحى‌هاى پشت صحنه‌اى است كه سياستگذاران استكبار نسبت به كشورهاى مبغوضِ خودشان انجام ميدهند. عيناً همين مسئله در ترويج بى‌بندوبارى، در سست كردن ايمانها، سست كردن پايه‌هاى اخلاقى در يك جامعه وجود دارد. اينها همه، اهميت پاسدارى از امنيت را بيشتر ميكند. شما اين تكليف بزرگ را بر دوش گرفتيد، داريد وارد اين ميدان ميشويد؛ اين را قدر بدانيد.

 امروز آن كسانى كه در قالب نيروى انتظامى سعى ميكنند آرامش را، امنيت را، آسايش خيال را براى آحاد شهروندان كشورمان فراهم كنند، در حقيقت به معناى واقعى كلمه، مجاهدان فى‌سبيل‌اللَّه هستند؛ اين بسيار باارزش است. لازمه‌ى اين سِمت مهم و اين عنوان بزرگ اين است كه هرچه ميتوانيد، كار را از آسيبهائى كه ممكن است در آن و بر آن وارد شود، مبرا كنيد. تأكيد هميشه‌ى ما در خطاب به نيروى انتظامى اين بوده و همين هم هست.

 نيروى انتظامى، هم مظهر اقتدار نظام و نظمى است كه ميخواهد امنيت كشور را حفظ كند و تأمين كند و از آن پاسدارى كند، هم مظهر مهربانى و دلسوزى و روحيه‌ى رأفت و رحمت نظام نسبت به آحاد مردم است. اين دو تا در كنار هم و توأم با يكديگر بايد مورد توجه قرار بگيرد. در آموزشها، در دوره‌هاى گوناگونى كه براى كارآموزى بخشهاى مختلف تشكيل ميشود، اين را بايستى به آحاد نيروى انتظامى تعليم داد، تا جزو فرهنگ قطعى نيروى انتظامى بشود.

 شما ميخواهيد پشتيبانان آسايش و آرامش فكرى مردم باشيد. بايستى مردم، هم قدرت و اقتدار شما را احساس كنند، هم رأفت و دلسوزى و امانت و محبت شما را نسبت به خودشان. شما جوانها استعداد كارهاى بزرگ را داريد. امروز نيروى انتظامى ما با گذشته‌ى خود، با آنچه كه در دهه‌هاى قبل بوده است، فاصله‌ى زيادى دارد و پيشرفت زيادى كرده است. پيشرفتهاى بيشترى هم جلوى روى شماست. عرصه‌هاى باز در مقابل شماست. با دانش، با تجربه، با تحقيق، با تأمل، با به كار گرفتن همه‌ى استعداد و ذخيره‌اى كه خداى متعال در وجود شما قرار داده است، ميتوانيد اين عرصه‌ها را فتح كنيد.

 اساتيد محترم، فرماندهان محترم، يكايك كاركنان، و شما دانشجويان و فارغ‌التحصيلان، همه مخاطب به اين سخن هستيد. ان‌شاءاللَّه خداوند به شما توفيق بدهد. سربلندى ايران عزيز، ايران اسلامى، ايران پيشرو، در گرو اراده‌ى مستحكم و عزم راسخ جوانان و نخبگان ماست؛ كه امروز بحمداللَّه اين در سرتاسر كشور مشهود است و دنيا هم دارد اين را مشاهده ميكند و روزبه‌روز ان‌شاءاللَّه بهتر خواهد بود.

 از خداوند متعال توفيقاتش را براى شما، دعاى مستجاب ولى‌عصر (ارواحنا فداه) را براى شما، و رضايت روح مطهر امام و شهيدان را از همه‌ى شما، مسئلت ميكنم.

    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) قريش: 4

برچسب‌ها :عدالت و پیشرفت; امنیت; امنيت اجتماعی; نیروهای مسلح;

سایت امام خامنه ای

 

 
 
 
 
 

بیانات امام خامنه ای در اولین اجلاس بیداری اسلامی

 

1390/06/26نسخه قابل چاپ

بیانات در اجلاس بین‌المللی بيدارى اسلامى‌

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

السّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

الحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلوة والسّلام على سيّدنا محمّد و آله الطّيّبين و صحبة المنتجبين.

 قال اللَّه العزيز الحكيم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم. «يا أيّها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الكافرين و المنافقين انّ اللَّه كان عليماً حكيماً. واتّبع ما يوحى اليك من ربّك انّ اللَّه كان بما تعملون خبيراً. و توكّل على‌اللَّه و كفى باللَّه وكيلاً».(1)

 به حضار گرامى و ميهمانان عزيز خوشامد ميگويم. آنچه ما را در اينجا گرد آورده، بيدارى اسلامى است؛ يعنى حالت برانگيختگى و آگاهى‌اى در امت اسلامى كه اكنون به تحولى بزرگ در ميان ملتهاى اين منطقه انجاميده و قيامها و انقلابهائى را پديد آورده كه هرگز در محاسبه‌ى شياطين مسلط منطقه‌اى و بين‌المللى نمى‌گنجيد؛ خيزشهاى عظيمى كه حصارهاى استبداد و استكبار را ويران و قواى نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.

 شك نيست كه تحولات بزرگ اجتماعى، همواره متكى به پشتوانه‌هاى تاريخى و تمدنى و محصول تراكم معرفتها و تجربه‌ها است. در صدوپنجاه سال اخير حضور شخصيتهاى فكرى و جهادى بزرگ جريانساز اسلامى در مصر و عراق و ايران و هند و كشورهاى ديگرى از آسيا و آفريقا، پيش‌زمينه‌هاى وضع كنونى دنياى اسلامند.

 همچنانكه تحولات دهه‌هاى پنجاه و شصت ميلادى در تعدادى از اين كشورها كه به رژيمهاى غالباً متمايل به تفكرات و ايدئولوژيهاى  مادى منتهى شد و به اقتضاى طبيعت خود پس از چندى در دام قدرتهاى استكبارى و استعمارى غرب گرفتار آمد، تجربه‌هاى درس‌آموزى‌اند كه سهم وافرى در شكل دادن به انديشه‌ى عمومى و عميق كنونى دنياى اسلام دارند.

 ماجراى انقلاب كبير اسلامى در ايران كه در آن به تعبير امام خمينى عظيم، خون بر شمشير پيروز شد و تشكيل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پيش‌رونده‌ى جمهورى اسلامى و تأثير آن در بيدارى اسلامى امروز، نيز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقيقى است كه يقيناً فصل مشبعى در تحليل و تاريخ‌نگارى  وضعيت كنونى دنياى اسلام را به خود اختصاص خواهد داد.

 حاصل آنكه حقايق رو به افزايش كنونى در دنياى اسلام، حوادث بريده از ريشه‌هاى تاريخى و زمينه‌هاى اجتماعى و فكرى نيستند تا دشمنان يا سطحى‌نگران بتوانند آن را موجى گذرا و حادثه‌اى در سطح بينگارند و با تحليلهاى انحرافى و غرض‌آلود، مشعل اميد را در دل ملتها خاموش سازند.

 من در اين گفتار برادرانه ميخواهم بر روى سه نقطه‌ى اساسى درنگ كنم:

 1- نگاهى اجمالى به هويت اين قيامها و انقلابها.

 2- خطرات و آسيبهاى بزرگى كه بر سر راه آن قرار دارد.

 3- پيشنهادهائى در علاج‌جوئى و پيشگيرى از آسيبها و خطرها.

 1- در موضوع اول، به نظر من مهمترين عنصر در اين انقلابها، حضور واقعى و عمومى مردم در ميدان عمل و صحنه‌ى مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ايمانشان، بلكه علاوه بر آن، با جسم و تنشان. فاصله‌ى عميقى است ميان چنين حضورى با قيامى كه به وسيله‌ى يك جمع نظامى يا حتى يك گروه مبارز مسلح در برابر چشمان بى‌تفاوت مردم يا حتى مورد رضايت آنان انجام ميگيرد.

 در حوادث دهه‌ى پنجاه و شصت در تعدادى از كشورهاى آفريقا و آسيا، بار سنگين انقلاب را نه قشرهاى گوناگون مردم و جوانان از همه جاى كشورها، كه دستجات كودتاگر يا هسته‌هاى كوچك و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصميم گرفتند و عمل كردند و آنگاه كه خودشان يا نسل پس از آنها بر اثر انگيزه‌ها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض كردند، انقلابها به ضد خود تبديل شد و دشمن بار ديگر بر آن كشورها تسلط يافت. اين بكلى متفاوت است با تحولى كه بر دوش توده‌ى مردم است و آنهايند كه جسم و جان خود را به ميدان مى‌آورند و با مجاهدت و فداكارى، دشمن را از صحنه بيرون ميرانند.

 در اينجا اين مردم‌اند كه شعارها را ميسازند، هدفها را معين ميكنند، دشمن را شناسائى و معرفى و تعقيب ميكنند، آينده‌ى مطلوب را، اگر چه به اجمال، ترسيم ميكنند و در نتيجه اجازه‌ى انحراف و سازش با دشمن و تغيير مسير را به خواص سازشكار و آلوده و به طريق اولى به عوامل نفوذى دشمن نميدهند.

 در حركت مردمى ممكن است كار انقلاب با تأخير انجام گيرد، ولى از سطحى‌گرى و ناپايدارى به دور است؛ كلمه‌ى طيبه‌اى است مصداق كلام خداوند كه فرمود:

 «ألم تر كيف ضرب اللَّه مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء».(2) من وقتى پيكر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلويزيون در ميدان تحرير ديدم، يقين كردم كه اين انقلاب پيروز خواهد شد. حقيقتى را بگويم: پس از پيروزى انقلاب اسلامى و تشكيل نظام اسلامى در ايران كه زلزله‌ى عظيمى را در حكومتهاى دنياطلبان شرق و غرب پديد آورد و ملتهاى مسلمان را در جوش و خروشى بى‌سابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتيم كه مصر پيش از همه جا به پا خيزد. سابقه‌ى جهاد و روشنفكرى و تربيت شخصيتهاى بزرگ مجاهد و متفكر در مصر، اين توقع را در دل ما برمى‌انگيخت. اما از مصر صداى واضحى شنيده نميشد. من در دل، خطاب به ملت مصر اين شعر ابوفراس را زمزمه ميكردم: اَراكَ عَصِيَّ الدَّمعِ شيُمتُك الصبر/اَما لِلهوى نهىٌ عليك و لا امرٌ

 وقتى ملت مصر را در ميدان تحرير و ميادين ديگر شهرهاى مصر ديدم، پاسخ خود را شنيدم. ملت مصر با همان زبان دل به من ميگفت:

 بَلى اَنَا مُشتاقٌ و عِندِىَ لَوعةٌ/ولكنَّ مِثلى لايُذاعُ لهُ سِرٌّ

 اين سرّ مقدس؛ يعنى انگيزه و عزم قيام، بتدريج در ذهنيت ملت مصر قوام يافت و شكل گرفت و در لحظه‌ى مناسب تاريخى، عريان در صحنه‌اى پرشكوه به ميدان آمد.

 تونس و يمن و ليبى و بحرين هم دقيقاً محكوم به همين حكمند؛ «و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلاً.»(3)

 در چنين انقلابهائى، اصول و ارزشها و هدفها، نه در مانيفستهاى پيش‌ساخته‌ى گروهها و حزبها، بلكه در ذهن و دل و خواست آحاد مردمِ حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهاى آنان اعلام و تثبيت ميشود.

 با اين محاسبه بروشنى ميتوان تشخيص داد كه اصول انقلابهاى كنونى منطقه، مصر و ديگر كشورها، در درجه‌ى اول اينها است:

 احياء و تجديد عزت و كرامت ملى كه در طول زمان با ديكتاتورى حاكمان فاسد و با سلطه‌ى سياسى آمريكا و غرب، در هم شكسته و پايمال شده است.

 برافراشتن پرچم اسلام كه عقيده‌ى عميق و دلبستگى ديرين مردم است و برخوردارى از امنيت روانى و عدالت و پيشرفت و شكوفائى‌اى كه جز در سايه‌ى شريعت اسلامى به دست نخواهد آمد.

  ايستادگى در برابر نفوذ و سلطه‌ى آمريكا و اروپا كه در طول دو قرن بيشترين لطمه و خسارت و تحقير را بر مردم اين كشورها وارد آورده‌اند.

 مبارزه با رژيم غاصب و دولت جعلى صهيونيست كه استعمار چون خنجرى در پهلوى كشورهاى منطقه فرو برده و وسيله‌اى براى ادامه‌ى سلطه‌ى اهريمنى خود ساخته و ملتى را از سرزمين تاريخى خود بيرون رانده است.

 بى‌شك اين حقيقت كه انقلابهاى منطقه متكى به اين اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند آمريكا و غرب و صهيونيسم نيست و آنها همه‌ى تلاش خود را به كار ميبرند تا آن  را انكار كنند، ولى واقعيت با انكار آن دگرگون نميشود.

 مردمى بودن اين انقلابها مهمترين عنصر در تشكيل هويت آنها است. قدرتهاى خارجى كه با آخرين توانائيها و شگردهاى خود سعى ميكردند حكام مستبد و فاسد و وابسته را در اين كشورها حفظ كنند و تنها هنگامى از حمايت آنها دست برداشتند كه قيام و عزم مردم، هيچگونه اميدى براى آنها باقى نگذاشت، حق ندارند خود را در پيروزى اين انقلابها سهيم بدانند. در جائى مانند ليبى هم، ورود و دخالت آمريكا و ناتو نميتواند حقيقت را مشوب كند. در ليبى، ناتو ضايعه‌هاى بى‌جبران آفريده است. اگر دخالت نظامى ناتو و آمريكا نبود، ممكن بود مردم اندكى ديرتر پيروز شوند، ولى در عوض اين همه زيرساخت نابود نميشد؛ اين همه نفوس بى‌گناه از زنان و كودكان كشته نميشدند و آنگاه دشمنانى كه خود سالها همراه و همدست قذافى بوده‌اند، مدعى حق دخالت در اين كشور مظلوم و جنگ‌زده، نميشدند.

 مردم و نخبگان مردمى و كسانى كه از مردم برآمده‌اند، خود صاحبان اين انقلابها و متعهد به حراست از آن و ترسيم‌كننده‌ى مسير آينده و رو به تكامل آن ميباشند و خواهند بود ان‌شاءاللَّه.

 2- در موضوع آسيبها و خطرها. نخست بايد تأكيد كنم كه خطر هست، ولى راه مصونيت از آن نيز هست. توجه به خطر نبايد ملتها را بترساند. بگذاريد دشمنانتان از شما بترسند و بدانيد كه : «انّ كيد الشّيطان كان ضعيفا».(4) خداوند درباره‌ى گروهى از مجاهدان صدر اسلام ميفرمايد: «الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايماناً و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل. فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لّم يمسسهم سوء و اتّبعوا رضوان اللَّه و اللَّه ذو فضل عظيم».(5)

 خطرها را بايد شناخت تا در مواجهه با آن حيرت و ترديد پيش نيايد و چاره و علاج، شناخته شده باشد.

 ما با اين خطرها پس از پيروزى انقلاب اسلامى روبه‌رو شديم و آنها را شناختيم و تجربه كرديم و به خواست خدا و رهبرى امام خمينى و بصيرت و فداكارى مردممان، از بيشتر آنها بسلامت گذشتيم. البته توطئه‌ها از سوى دشمن و عزم راسخ از سوى ملت ما همچنان ادامه دارد.

 من اين آسيبها را به دو قسم ميكنم: آنها كه در درون خود ما ريشه دارد و از ضعفهاى ما بر ميخيزد، و آنها كه دشمن به طور مستقيم آن را برنامه‌ريزى ميكند.

 دسته‌ى اول، چيزهائى از اين قبيل است: احساس و گمان اينكه با سقوط حاكم وابسته و فاسد و ديكتاتور، كار تمام شد. راحتىِ خيالِ ناشى از احساس پيروزى و به دنبال آن كم شدن انگيزه‌ها و سست شدن عزمها، نخستين خطر است. و آنگاه اين خطر مهيبتر ميشود كه اشخاص در صدد تصاحب سهم ويژه در غنيمتِ به دست آمده باشند.

 ماجراى جنگ اُحد و غنيمت‌جوئى مدافعان تنگه كه به شكست مسلمانان انجاميد و مجاهدان از سوى خداوند متعال سرزنش شدند، يك نمونه‌ى نمادين است كه هرگز نبايد از يادها برد. مرعوب شدن از هيمنه ظاهرى مستكبران و احساس ترس از آمريكا و ديگر قدرتهاى مداخله‌گر، آسيب ديگرى از اين دسته است كه بايد از آن پرهيز كرد. نخبگان شجاع و جوانها بايد اين ترس را از دلها بيرون كنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده‌ها و حمايتهاى آنها افتادن نيز آسيب بزرگ ديگرى است كه به طور ويژه بايد پيشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس بايد شناخت و از كيد او كه در مواردى در پسِ ظاهرِ دوستى و كمك پنهان ميشود، بايد ملت و انقلاب را مصون ساخت. روى ديگر اين صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را بايد با تدبير و حزم در هم آميخت. در مقابل شيطان جن و انس، بايد همه‌ى ذخائر الهى در وجود خود را به كار گرفت. ايجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابيون و رخنه در پشت جبهه‌ى مبارزه، نيز آفتى بزرگ است كه با همه‌ى توان بايد از آن گريخت.

 آسيبهاى دسته‌ى دوم را غالباً ملتهاى اين منطقه در حوادث گوناگون آزموده‌اند. نخستين آسيب، بر روى كار آوردن عناصرى است كه خود را متعهد به آمريكا و غرب ميدانند. غرب ميكوشد پس از سقوط ناگزير مهره‌هاى وابسته، اصل سيستم و اهرمهاى اصلى قدرت را حفظ كند و سر ديگرى را بر روى اين بدن بگذارد و بدين وسيله سلطه‌ى خود را همچنان ادامه دهد. اين به معناى هدر رفتن همه‌ى تلاشها و مجاهدتها است. در اين مرحله اگر با مقاومت و هشيارى  مردم مواجه شوند، ميكوشند تا بديلهاى انحرافى گوناگون در پيش پاى نهضت و مردم بگذارند. اين سناريو ميتواند پيشنهاد مدلهاى حكومتى و قانون اساسى‌هائى باشد  كه كشورهاى اسلامى را بار ديگر در دام وابستگى فرهنگى و سياسى و اقتصادى به غرب بيفكند، و ميتواند نفوذ ميان انقلابيون و تقويت مالى و رسانه‌اى يك جريانِ نامطمئن و به حاشيه راندن جريانهاى اصيل در انقلاب باشد. اين نيز به معنى بازگرداندن سلطه‌ى غرب و تثبيت مدلهاى نوسازى شده‌ى غربى و بيگانه از اصول انقلاب و در نهايت، تسلط آن‌ها بر اوضاع است.

 اگر اين تاكتيك نيز به نتيجه نرسد، تجربه‌ها به ما ميگويد كه آنگاه روشهائى چون هرج و مرج و تروريزم و جنگ داخلى ميان پيروان اديان يا قوميتها يا قبائل و احزاب و يا حتى ميان ملتها و دولتهاى همسايه، و همراه با آن، حصر اقتصادى و تحريم و بلوكه كردن سرمايه‌هاى ملى و نيز هجوم همه جانبه‌ى تبليغاتى و رسانه‌اى را در پيش خواهند گرفت. مقصود آنان از اين همه، خسته و نوميد كردن مردم و مردد و پشيمان كردن مبارزان است، كه ميدانند در اين صورت، شكست دادن انقلاب، ممكن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر يا بدنام كردن برخى از آنان و از سوئى خريدن كسانى از سست‌عنصران، نيز در شمار روشهاى متداول قدرتهاى غربى و مدعيان تمدن و اخلاق است.

 در ايران اسلامى، اسناد لانه‌ى جاسوسى كه به دست انقلاب افتاد، نشان داد كه همه‌ى اين توطئه‌ها، بدقت از سوى رژيم ايالات متحده‌ى آمريكا براى ملت ايران برنامه‌ريزى شده بود. براى آنان بازگرداندن ارتجاع و استبداد و حاكميت وابسته در كشورهاى انقلابى، اصلى است كه همه‌ى اين روشهاى كثيف را تجويز ميكند.

 3- در آخرين بخشِ سخنانم، توصيه‌هائى را بر اساس تجربه‌ى عينى خودمان در ايران و آنچه از مطالعه‌ى دقيق ديگر كشورها به دست آمده است، در معرض ديد و تشخيص و انتخاب شما ميگذارم. شك نيست كه شرائط ملتها و كشورها در همه چيز يكسان نيست، ولى بيناتى وجود دارد كه ميتواند براى همه مفيد باشد.

 اولين سخن آن است كه با توكل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعده‌هاى مؤكد نصرت الهى در قرآن و به كارگيرى خرد و عزم و شجاعت، ميتوان بر همه‌ى اين موانع فائق آمد و پيروزمندانه از آنها عبور كرد. البته كارى كه شما بدان همت گماشته‌ايد، بسى بزرگ و سرنوشت‌ساز است. پس بايد زحمات بزرگ را هم به خاطر آن تحمل كرد. اميرالمؤمنين على (عليه السّلام) در خطبه‌ای فرموده است: فانّ اللَّه لم يقصم جبّارى دهر قطّ الّا بعد تمهيل و رخاء و لم يجبر عظم أحد من الامم الّا بعد أزل و بلاء و فى دون ما استقبلتم من عتب و ما استدبرتم من خطب معتبر.(6)

 توصيه‌ى مهم آن است كه خود را همواره در ميدان بدانيد: «فاذا فرغت فانصب».(7) هميشه خداوند را حاضر و كمك‌كار خود بدانيد: «و الى ربّك فارغب».(8) و پيروزيها ما را دچار غرور و غفلت نكند: «اذا جاء نصراللَّه و الفتح و رأيت النّاس يدخلون فى دين اللَّه افواجاً فسبّح بحمد ربّك واستغفره انه كان توابا».(9) اينها پشتوانه‌هاى حقيقى‌يك ملت مؤمن است.

 توصيه‌ى ديگر، بازخوانى دائمى اصول انقلاب است. شعارها و اصول بايد تنقيح و با مبانى و محكمات اسلام تطبيق داده شوند. استقلال، آزادى، عدالتخواهى، تسليم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفى تبعيضهاى قومى و نژادى و مذهبى، نفى صريح صهيونيزم؛ اينها اركان نهضتهاى امروز كشورهاى اسلامى است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.

 اصولتان را روى كاغذ بنويسيد؛ اصالتهاى خود را با حساسيت بالا حفظ كنيد؛ نگذاريد اصول نظام آينده‌ى شما را دشمنان شما بنويسند؛ نگذاريد اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود. انحراف در انقلابها، از انحراف در شعارها و هدفها آغاز ميشود. هرگز به آمريكا و ناتو و به رژيمهاى جنايتكارى چون انگليس و فرانسه و ايتاليا كه زمانى دراز سرزمين شما را ميان خود تقسيم و غارت كردند، اعتماد نكنيد؛ به آنها سوء ظن داشته باشيد و لبخند آنها را باور نكنيد؛ پشت اين لبخندها و وعده‌ها، توطئه و خيانت نهفته است. راه حل خود را خود با بهره‌گيرى از سرچشمه‌ى فياض اسلام به دست آوريد و نسخه‌هاى بيگانه را به خودشان پس دهيد.

 توصيه‌ى مهم ديگر پرهيز از اختلافات مذهبى، قومى، نژادى، قبيله‌اى و مرزى است. تفاوتها را به رسميت بشناسيد و آن را مديريت كنيد. تفاهم ميان مذاهب اسلامى كليد نجات است. آنها كه آتش تفرقه‌ى مذهبى را با تكفير اين و آن دامن ميزنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور و عمله‌ى شيطانند.

 نظام‌سازى كار بزرگ و اصلى شما است. اين كارى پيچيده و دشوار است. نگذاريد الگوهاى لائيك يا ليبراليسم غربى، يا ناسيوناليسم افراطى، يا گرايشهاى چپ ماركسيستى، خود را بر شما تحميل كند.

 اردوگاه شرق چپ فرو ريخت و بلوك غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خيرى براى آن متصور نيست. گذشت زمان به زيان آنها و به سود جريان اسلام است. هدف نهائى را بايد امت واحده‌ى اسلامى و ايجاد تمدن اسلامى  جديد بر پايه‌ى دين و عقلانيت و علم و اخلاق، قرار داد.

 آزادى فلسطين از چنگال درنده‌ى صهيونيستها نيز هدفى بزرگ است. كشورهاى بالكان و قفقاز و آسياى غربى پس از هشتاد سال از چنگال شوروى سابق نجات يافتند؛ چرا فلسطين مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهيونيستهاى ظالم نجات يابد؟

 نسل امروزِ كشورهاى اسلامى اين ظرفيت را دارد كه به چنين كارهاى بزرگى بپردازد. نسل جوان امروز مايه‌ى افتخار نسلهاى پيشين خويش است. به قول شاعر عرب:

 قالوا: ابوالصَّخر مِن شَيبان قُلتُ لَهُم/كلاّ لَعمَرى ولكن منهُ شيبانٌ‌

 وَ كَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُرى شَرَفٍ/كما عَلا برسول اللَّه عدنانٌ‌

 به نسل جوان خود اعتماد كنيد، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده كنيد، و از تجربه‌هاى مجربان و پيران، آنها را بهره‌مند سازيد. دو نكته‌ى مهم در اينجا وجود دارد:

 اول آنكه ملتهاى انقلاب كرده و آزاد شده، يكى از مهمترين خواسته‌هايشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مديريت كشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالارى اسلامى» است؛ يعنى حاكمان با رأى مردم برگزيده ميشوند و ارزشها و اصول حاكم بر جامعه، اصول مبتنى بر معرفت و شريعت اسلامى است. اين خود ميتواند در كشورهاى گوناگون به اقتضاى شرائط، با شيوه‌ها و شكلهاى گوناگون تحقق يابد، ولى با حساسيت كامل بايد مراقب بود كه اين با دموكراسى ليبرال غربى اشتباه نشود. دموكراسى لائيك و در مواردى ضد مذهب غربى با مردمسالارى اسلامى كه متعهد به ارزشها و خطوط اصلى اسلامى در نظام كشور است، هيچ نسبتى ندارد.

 نكته‌ى دوم آن است كه اسلامگرائى نبايد با تحجر و قشرى‌گرى و تعصبهاى جاهلانه و افراطى مشتبه گردد. مرز ميان اين دو نيز بايد پر رنگ باشد. افراطهاى  مذهبى كه غالباً با خشونت كور همراه است، عامل عقب‌ماندگى و دور شدن از هدفهاى والاى انقلاب است، و اين به نوبه‌ى خود مايه‌ى جدا شدن مردم و در نتيجه شكست انقلاب خواهد بود. خلاصه كنم:

 سخن از بيدارى اسلامى، سخن از يك مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأويل و تفسير نيست؛ سخن از يك واقعيت خارجىِ مشهود و محسوس است كه فضا را انباشته و قيامها و انقلابهاى بزرگى  را پديد آورده و مهره‌هاى خطرناكى از جبهه‌ى دشمن را ساقط كرده و از صحنه بيرون رانده است. با اين حال، صحنه همچنان سيال و نيازمند شكل دادن و به سرانجام رساندن است. آياتى كه در طليعه‌ى سخن تلاوت شد، دستورالعمل كامل و كارسازى است؛ براى هميشه و بويژه در اين برهه‌ى حساس و سرنوشت‌ساز. خطاب به پيامبر اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلم) است، ولى در واقع ما همگى بدان مخاطب و مكلفيم. در اين آيات، تقوا با همان معنى  بلند و گسترده‌اش، اولين توصيه است، و سپس سرپيچيدن از فرمانبرى كافران و منافقان، و پيروى از وحى الهى، و سرانجام توكل و اعتماد به خداوند.

 بار ديگر اين آيات را مرور كنيم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم. «يا أيها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الكافرين و المنافقين انّ اللَّه كان عليماً حكيماً. واتّبع ما يوحى اليك من ربّك انّ اللَّه كان بما تعملون خبيراً. و توكّل على اللَّه و كفى باللَّه وكيلاً».

    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه‌

1) احزاب: 3 - 1
2) ابراهيم: 24
3) احزاب: 23
4) نساء: 76
5) آل‌عمران: 174 - 173
6) نهج‌البلاغه: خطبه‌ى 88
7) شرح: 7
8) شرح: 8
9) نصر: 3 - 1

سایت امام خامنه ای

 

1390/06/20نسخه قابل چاپ

پیام تسليت در پی درگذشت مادر شهيدان جهان آرا

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (یكشنبه) در پیامی به مناسبت رحلت والده‌ی شهیدان جهان آرا، درگذشت این بانوی صبور را به بازماندگان و همرزمان این شهدای عزیز تسلیت گفتند.
متن پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
درگذشت بانوی صبور، مادر شهیدان جهان آرای عزیز را به روح مطهر آن شهیدان و به همه‌ی بازماندگان و همرزمان ایشان بویژه پدر بزرگوار شهیدان تسلیت می گویم، و امیدوارم روح مطهر این بانوی بزرگوار در كنار ارواح طیبه‌ی فرزندان عزیز خود مشمول رحمت و مغفرت و رضوان الهی باشد.
سیدعلی خامنه‌ای
20/شهریور/1390

 

****************************

 

مربوط به : بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌
تاریخ : 1390/06/17
نوع(ها) : قرآن, حدیث
کلیدواژه(ها) : الطاف الهی, نصرت الهی

عنوان فیش :[با کلیک روی عنوان زیر، عنوان جدیدی پیشنهاد دهید]

مؤمنان، وسیله رسیدن نصرت الهی


متن فیش :
البته ما اشتباه ميكنيم؛ گاهى نميفهميم اين تفضل الهى را، نمى‌بينيم دست عطوفت الهى را در قضاياى مختلف كه بر سر ما گذاشته ميشود. گاهى هم از اين جهت اشتباه ميكنيم كه خيال ميكنيم مائيم كه داريم اين كارها را ميكنيم، در حالى كه ما نيستيم؛ «لو انفقت ما فى الارض جميعا ما الّفت بين قلوبهم و ليكنّ اللَّه الّف بينهم».(1) «قلب المؤمن بين اصبعى الرّحمن».(2) كى اين مؤمنين را ميكِشد مى‌آورد توى اين ميدانها، اينجور اينها را متوجه به خدا ميكند؟ جز دست الهى، جز قدرت الهى، چيز ديگرى نيست. اينهاست كه ما را اميدوار ميكند.
من نميخواهم فقط شرح ماوقع را عرض كنم - كه خب، اين ماوقع را همه داريم مى‌بينيم - من ميخواهم اين استنتاج را بكنم: «هو الّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين»؛(3) خداى متعال تأييد خودش را در كنار نصرت به وسيله‌ى مؤمنين ميگذارد، كه على‌الظاهر مراد در اينجا نصرتهاى معنوى است؛ مثل همان «انّى ممدّكم بألف من الملائكة مردفين»(4) و امثال اينها. «هو الّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين»؛ مؤمنين هستند كه موجب نصرت ميشوند؛ مؤمنين هستند كه نظام را پابرجا نگه ميدارند؛ مؤمنين هستند كه در ميدانهاى مختلف، جاده را صاف ميكنند تا نظام اسلامى بتواند كارهاى بزرگى را انجام دهد. ما اينها را «انّما اوتيته على علم عندى»(5) نبايد تصور كنيم؛ خيال نكنيم ما هستيم داريم ميكنيم؛ اينها را خدا دارد ميكند. اين نكته‌ى اول؛ كه به نظر من مردم ما به توفيق الهى، به لطف پروردگار، مردم خوبى هستند؛ خوبى‌شان هم به وفادارى آنها به ايمان است، به رسوخ ايمان در دلهاست.
شما ببينيد امروز وسائلى كه براى اغواى دل جوانها هست، چقدر است؛ قابل مقايسه‌ى با گذشته نيست. اين ماهواره‌ها، اين اينترنت‌ها، اين انواع و اقسام وسائل ارتباطات، اينها دلها را اغوا ميكند، جذب ميكند، از راه به در ميبرد، انگيزه‌هاى معنوى را در انسان سست ميكند، شهوات را در انسان بيدار ميكند. با وجود همه‌ى اينها، اين مجالسى كه اشاره شد و شما ديديد، اكثرشان همين جوانهايند. بعضى اوقات شايد ظواهرشان هم نشان نميدهد كه اينها دل در گرو محبت الهى دارند، اما دارند؛ مى‌آيند، با خدا حرف ميزنند، اشك ميريزند. اشك آنها مايه‌ى غبطه‌ى انسان است. انسان نگاه ميكند، مى‌بيند اين جوان آنجا نشسته، همين‌طور اشك بر روى چهره‌ى او جارى است. انسان به حال اينها غبطه ميخورد. اينها دلهاشان پاك است، اينها صافند، نزديك به خدايند؛ همين، مايه‌ى نصرت است؛ «هوالّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين».


 

1) سوره مبارکه الأنفال آيه 63
وَأَلَّفَ بَينَ قُلوبِهِم ۚ لَو أَنفَقتَ ما فِي الأَرضِ جَميعًا ما أَلَّفتَ بَينَ قُلوبِهِم وَلٰكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَينَهُم ۚ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ ﴿۶۳﴾
و دلهای آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می‌کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی‌توانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است!



 


 

2 ) إن قلوب بنی آدم كلها بين إصبعين من أصابع الرحمن كقلب واحد يصرفه حيث يشاء ثم قال رسول الله صلى الله عليه وسلم اللهم مصرف القلوب صرف قلوبنا على طاعتك »
براستی كه تمام قلب های مردم بسان یك قلب میان دو انگشت از انگشتان خدای بخشنده است، هر گونه تصرفی كه بخواهد در آن می كند سپس رسول خدا (ص) فرمودند: خدایا، ای گرداننده قلب ها، قلب مرا به سوی اطاعت خویش بگردان.
صحيح مسلم ، مسلم نيشابوری، ج 8، ص 51 ؛ تنزيه‏الأنبياء(ع)، سید مرتضی علم الهدی، ص 125 ؛ سنن الترمذی، ترمذی ، ج 3 ، ص 304 ، نحوه؛ مسند احمد ، احمد بن حنبل ، ج 2 ، ص 168 ، نحوه ؛ علل‏الشرائع، شیخ صدوق، ج 2 ، ص 604 ح 75 ، نحوه ؛ بحارالأنوار ، علامه مجلسی، ج 67 ، ص 39 ؛



 


 

3) سوره مبارکه الأنفال آيه 62
وَإِن يُريدوا أَن يَخدَعوكَ فَإِنَّ حَسبَكَ اللَّهُ ۚ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنينَ ﴿۶۳﴾
و اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است؛ او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد...



 


 

4) سوره مبارکه الأنفال آيه 9
إِذ تَستَغيثونَ رَبَّكُم فَاستَجابَ لَكُم أَنّي مُمِدُّكُم بِأَلفٍ مِنَ المَلائِكَةِ مُردِفينَ ﴿۶۳﴾
(به خاطر بیاورید) زمانی را (که از شدت ناراحتی در میدان بدر،) از پروردگارتان کمک می‌خواستید؛ و او خواسته شما را پذیرفت (و گفت): من شما را با یکهزار از فرشتگان، که پشت سر هم فرود می‌آیند، یاری می‌کنم.



 


 

5) سوره مبارکه القصص آيه 78
قالَ إِنَّما أوتيتُهُ عَلىٰ عِلمٍ عِندي ۚ أَوَلَم يَعلَم أَنَّ اللَّهَ قَد أَهلَكَ مِن قَبلِهِ مِنَ القُرونِ مَن هُوَ أَشَدُّ مِنهُ قُوَّةً وَأَكثَرُ جَمعًا ۚ وَلا يُسأَلُ عَن ذُنوبِهِمُ المُجرِمونَ ﴿۶۳﴾
(قارون) گفت: «این ثروت را بوسیله دانشی که نزد من است به دست آورده‌ام!» آیا او نمی‌دانست که خداوند اقوامی را پیش از او هلاک کرد که نیرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟! (و هنگامی که عذاب الهی فرا رسد،) مجرمان از گناهانشان سؤال نمی‌شوند.

 

*********************************

 

مربوط به : متن پيام نوروزى مقام معظم رهبرى به مناسبت حلول سال 1374 هجرى شمسى‏
تاریخ : 1374/01/01
نوع(ها) : حدیث
کلیدواژه(ها) : وجدان كار, انضباط اجتماعی, كارگزاران نظام, كار, اتقان كاری

عنوان فیش :[با کلیک روی عنوان زیر، عنوان جدیدی پیشنهاد دهید]

رحمت الهی بر محكم كارها


متن فیش :
كسانى كه اهل برنامه‌ريزى هستند، براى دميدن دو روحيه‌ى وجدان كارى و انضباط اجتماعى در مردم برنامه ريزى كنند. كسانى كه اهل كار و تلاشند اين دو روحيه را در خودشان به وجود آورند. هر كسى اين كار و تلاش را براى خود بكند. آن كسانى هم كه به مردم تذكر مى‌دهند و براى مردم تبليغ مى‌كنند، در اين باره براى مردم حرف بزنند. كارى كنيم كه كار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگى و چه عمل اقتصادى و چه عمل اجتماعى و چه عمل سياسى، براى كسى كه كننده‌ى آن است يك عمل مقدّس به حساب آيد. از يك كارگر ساده بگيريد، تا يك مأمور ساده‌ى ادارى، تا يك مدير عاليرتبه، تا يك صاحب صنعت مهم و بزرگ در كشور، تا يك مأمور عاليرتبه‌ى دولتى، تا يك معلّم، تا يك دانشجو، تا يك مبلّغ و روحانى، همه و همه احساس كنند اين كارى كه انجام مى‌دهند يك عبادت و يك عمل خير و صالح است. همه بايد كارشان را با جدّيت و به نيكى انجام دهند. از نبى اكرم صلوات اللَّه و سلامه عليه نقل شده است كه فرمود: «رحم اللَّه امرء عمل عملاً فاتقنه(1)»؛ رحمت خدا بر انسانى كه كارى را انجام دهد و آن را نيكو و محكم و متقن و صحيح انجام دهد.


 

1 ) رحم اللّه امرءا عمل عملا صالحا فأتقنه
خداوند فردی را كه كار نیكویی انجام دهد و آن [كار] را محكم ومتقن گرداند، مورد رحمت قرار میدهد.
مسائل علی بن جعفر و مستدركاتها، علی بن جعفر (علیه السلام) ص 93 ؛

 

امید به ظهور در همین نزدیکیها

 

تولیت مسجد مقدس جمکران: امیدواریم به زودی شاهد ظهور حضرت مهدی(عج) باشیم

به گزارش مرکز خبر مسجدمقدس جمکران، آیت الله شیخ ابوالقاسم وافی، در جمع نمازگزاران عید سعید فطر در این مسجد مقدس با اشاره به اهمیت حفظ روحیه معنوی ماه مبارک رمضان در سایر ایام سال، اظهارداشت: در ماه مبارک رمضان،...

۱۳۹۰ پنج شنبه ۱۰ شهريور

 

پیامک های جدید

اللهم عجل لولیک الفرج/التماس دعای مخصوص.


آهای حس غرورم آهای رفیق خوبم هنوزبرات میمیرم اگرچه خیلی دورم


سلام
هميشه يادمان باشد:
حرمت مومن ازحرمت خانه خدانيزبيشتراست!
شبخوش


زندگي،باورآروزهاست!برايت آرزوهاي قشنگ مي كنم وتوآنهاراباوركن


سلام ياامام زمان عج كمكم كن ك دارم بدبخت ميشم!كمكم كن التماس ميكنم


سلام آقا.توروخدا كمكم كنين برم سريع سركار خودتون ميدونين چقدرنيازمندم


زندگي،باورآروزهاست!برايت آرزوهاي قشنگ مي كنم وتوآنهاراباوركن


جاريست هنوزدرزمين خون خدا،
خوني كه شكوفاشده ازكرب و بلا،
اي صاحت انتقام كي مي آيي؟
مختارشده دلخوشي جمعه ي ما.
اللهم عجل لوليك الفرج


ادامه

توصیه های رهبر انقلاب به دولت دهم

 

            پاورپوینت | توصیه‌های رهبر انقلاب به دولت دهم

----------------------------------------

مربوط به : بيانات رهبر انقلاب در روز اوّل ماه مبارك رمضان‌
تاریخ : 1371/12/04
نوع(ها) : قرآن
کلیدواژه(ها) : ماه مبارك رمضان, تقوا

عنوان فیش :[با کلیک روی عنوان زیر، عنوان جدیدی پیشنهاد دهید]

اذكار و حركات نمازهای یومیه وسیله‌ای برای خود سازی دائمی

*********************************************
متن فیش :
ماه رمضان فرصت خوبى براى خودسازى است. ما همان ماده‌ى خام هستيم كه اگر روى خودمان كار كرديم و توانستيم اين ماده‌ى خام را به شكلهاى برتر تبديل كنيم، آن كار لازم در زندگى را انجام داده‌ايم. هدف حيات همين است. واى به حال كسانى كه روى خودشان از لحاظ علم و عمل كارى نكنند و همان‌طور كه وارد دنيا شدند، به اضافه‌ى پوسيدگيها و ضايعات و خرابيها و فسادها كه در طول زندگى براى انسان پيش مى‌آيد، از اين دنيا بروند. مؤمن بايد به‌طور دائم روى خودش كار كند؛ به‌طور دائم. نه اين‌كه خيال كنيد «به‌طور دائم» زيادى است يا نمى‌شود؛ نه. هم مى‌شود، هم زيادى نيست. اگر كسى مراقب خود باشد؛ مواظب باشد كارهاى ممنوع و كارهايى را كه خلاف است انجام ندهد و راه خدا را با جديت بپيمايد، موفق مى‌شود. اين، همان خودسازى دائمى است و برنامه‌ى اسلام، متناسب با همين خودسازى به‌طور دائم است. اين نماز پنجگانه - پنج وقت نماز خواندن - ذكر گفتن؛ «اياك نعبد و اياك نستعين»(1) را تكرار كردن؛ ركوع كردن؛ به خاك افتادن و خداى متعال را تسبيح و تحميد و تهليل كردن براى چيست؟ براى اين است كه انسان به‌طور دائم مشغول خودسازى باشد. منتها گرفتاريها زياد است و همه گرفتاريم. گرفتارى زندگى؛ گرفتارى معاش؛ گرفتارى امور شخصى؛ گرفتارى اهل و اولاد، و انواع گرفتاريها مانع مى‌شود كه ما به خودمان، آن چنان كه شايسته است، برسيم. لذا يك ماه رمضان را كه خداى متعال قرار داده است، فرصت مغتنمى است. اين ماه را از دست ندهيد.

 


 

1) سوره مبارکه الفاتحة آيه 5
إِيّاكَ نَعبُدُ وَإِيّاكَ نَستَعينُ ﴿۵﴾
(پروردگارا!) تنها تو را می‌پرستیم؛ و تنها از تو یاری می‌جوییم.

 

 ********************************

دیگران

 

 

 

 

 

چرا آمریكا به جنگ نرم روی آورده است؟
چرا آمریكا به جنگ نرم روی آورده است؟

«فقه حكومتی» در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین محسن اراكی
«فقه حكومتی» در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین محسن اراكی

اعتراضات مردمی در اسرائیل وارد فاز جدیدی شد
اعتراضات مردمی در اسرائیل وارد فاز جدیدی شد

بی‌انضباطی مالی، مهم‌ترین عامل فساد اقتصادی
بی‌انضباطی مالی، مهم‌ترین عامل فساد اقتصادی



 

نماز جمعه از دیدگاه آیت الله خامنه ای

 

اهمیت نماز جمعه در روایات


متن فیش :
اسلام براى نماز جمعه، خيلى اهميت قايل است و من امروز فكر كردم بعضى از رواياتى را كه در باب نماز جمعه هست، بخوانم، تا ببينيد چه‌قدر اين مراسم هفتگى مهم است.
از قول پيامبر خدا(صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله) نقل شده كه فرمود: «من كان يؤمن باللَّه و اليوم الاخر فعليه بالجمعه يوم الجمعه»(1). يعنى هر كس كه ايمان دارد، در روز جمعه نبايد نماز جمعه را فراموش كند. از امام باقر(عليه‌السّلام) روايت شده است كه فرمود: «واللَّه لقد بلغنى انّ اصحاب النّبى(صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله) كانوا يتجهّزون للجمعه يوم الخميس»(2). يعنى اصحاب پيامبر، در روز پنجشنبه خودشان را براى فردا آماده مى‌كردند، تا به نماز جمعه بروند. در يك روايت ديگر دارد كه اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: روز پنجشنبه دارويى نخوريد كه شما را در بستر بيندازد، تا مبادا نماز جمعه‌ى فردا از دستتان برود.(3)
درباره‌ى احترام به نماز جمعه، از امام صادق(عليه‌الصّلاةوالسّلام) روايت است: «ليتزيّن احدكم يوم الجمعه»؛ روز جمعه، خود را زينت كنيد. «يغتسل و يتطيّب و يسرّح لحيته»؛ غسل كنيد، عطر بزنيد و سر و صورت خود را مرتب نماييد. «يلبس انظف ثيابه»(4)؛ تميزترين لباسهايتان را بپوشيد و به نماز جمعه برويد.
در روايت ديگر دارد كه ملائكه‌ى الهى مى‌ايستند و مى‌بينند كه چه كسى زودتر وارد مصلا شد و همين‌طور مى‌نويسند: نفر اول، نفر دوم، نفر سوم، نفر پنجم، نفر صدم؛ تا وقتى كه امام جمعه بلند مى‌شود خطبه را بخواند. (5)يعنى هرچه مى‌توانيد، زودتر در نماز جمعه حاضر شويد.
در يك روايت دارد كه امام مسلمين، زندانيانى را كه به خاطر قرض به زندان افتاده‌اند، روز جمعه يا روز عيد، به نماز جمعه يا به نماز عيد بياورد و محافظ هم برايشان بگذارد و وقتى كه نماز را تمام كردند، آنها را به زندانشان برگرداند؛(6) يعنى حتّى زندانى هم از نماز جمعه محروم نماند.
در يك روايت دارد كه «لو يعلم امّتى ما لهم فيها»؛ اگر مردم منافع اين سه چيز را مى‌دانستند، «ليضربوا عليها بالسّهام»بر سر آن با هم منازعه مى‌كردند. آن سه چيز، عبارت از اذان و زود رفتن به نماز جمعه و قرار گرفتن در صف اول است(7)، كه ممكن است صف اول جهاد يا صف اول نماز جمعه باشد.چندى پيش، من راجع به اذان سفارش كردم و البته گفتم كه صبحها با بلندگو در همه‌جا اذان نگويند، تا مردم از خواب بيدار نشوند. مثل اين‌كه بعضى از مؤمنين، اين قسمت دومش را بيشتر از قسمت اول گوش كردند! آنچه كه مقصود ما بود، اين بود كه در سحرها، هر جايى يك بلندگو صدا نكند؛ ولى معنايش اين نبود كه به هنگام سحر، صداى اذان در شهرى مثل تهران به گوش نرسد! نه، در جايى مثل تهران، اقلاً در چند مسجد از مساجد مهم، خوب است كه با بلندگو اذان پخش بشود؛ حتّى اذان صبح. در شهرهاى كوچك هم به فراخور وسعت آن شهر، مى‌بايست اذان صبح در چندجا پخش بشود. اما در ظهر و شب اذان بگويند؛ هم اذان بلندگو، هم جلوى مساجد، هم داخل مساجد و هم در خيابانها، تا مردم به اذان گفتن عادت كنند.
در يك روايت فرمود: «من ترك الجمعه ثلاثا تهاونا طبع اللَّه على قلبه»(8). هر كس سه جمعه پشت سر هم، از روى بى‌اعتنايى نماز جمعه را ترك كند - اگر كسى كارى داشته باشد، آن مورد بحث نيست - خداوند بر قلب او مهر مى‌زند.

 

سایت امام خامنه ای

 

پیوندهای مرتبط خبر خبر عکس عکس صوت صوت
17/6/1390نسخه قابل چاپ

بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خيلى خوش آمديد آقايان محترم، برادران عزيز. اين ديدارِ شش ماه يك بار، علاوه بر جنبه‌هاى قانونى و موقعيتى، براى ما اين حسن را هم دارد كه دوستان و رفقا و اعزّه و برادران خوبمان را از نزديك زيارت ميكنيم؛ كه اين هم براى من مغتنم است.

خوشبختانه اين اجلاس شما در دنباله‌ى فضاى معنوى ماه رمضان اتفاق افتاد، كه خود اين حتماً بر فضاى اين جلسه حاكم بوده؛ و آنطورى كه از گزارشها برمى‌آمد و بنده هم قبلاً تا حدودى در جريان قرار گرفتم، نكاتى كه آقايان تذكر دادند، نكات خوب و مهمى بود؛ كه اينها همه نشانه‌ى رحمت الهى است و بايد خدا را شكر كرد.

ماه رمضانِ امسال با يك نگاه اجمالى كه انسان نگاه ميكند، باز هم بهتر و شيرين‌تر و باصفاتر از ماه رمضانهاى گذشته بود؛ و ما اين را بحمداللَّه هر سال احساس ميكنيم. جلسات تلاوت قرآن، كه گاهى در يك روز شايد هزار نفر يا بيشتر مى‌نشينند و تلاوتها را استماع ميكنند، اين نه در يك شهر، نه در دو شهر، در بسيارى از شهرهاى كشور تكرار ميشود. واقعاً انسان نميداند چطور خدا را شكر كند كه كشورِ دورافتاده‌ى از قرآن و تلاوت قرآن و انس با قرآن در دوران طاغوت، امروز اينجور آميخته باشد با آيات كريمه‌ى الهى. انسان مى‌بيند جوانهائى را، نوجوانهائى را كه آنجا نشسته‌اند و يك ساعت تلاوت ميكنند؛ چه تلاوت شيوائى؛ صحيح، دقيق، متوجه به معنا، و مردم هم گوش ميكنند. اگر در سطح كشور انسان ملاحظه كند، ميتوان گفت اين انس با قرآن و تلاوت قرآن در ماه مبارك رمضان، اعداد ميليونى دارد.

 همين طور، جلسات دعا. شما تصور بفرمائيد كه در شبهاى ماه رمضان و سحرهاى ماه رمضان، يك جمعيت ميليونى دارند دعاى ابوحمزه ميخوانند؛ چه آنهائى كه در جلسات حضور دارند، چه آنهائى كه از طريق تلويزيون و راديو اين دعا را ميشنوند و داخل منزل حال ميكنند، صفا ميكنند، اشك ميريزند؛ اينها چيزهاى كمى نيست؛ اينها نشانه‌هاى لطف الهى است.

 بعد نوبت ميرسد به حضور سياسى مردم در روز قدس. باز انسان دست قدرت الهى را مشاهده ميكند كه اينطور دلهاى مردم را جذب ميكند و مى‌آورد توى آن هواى گرم، با دهان روزه، وسط خيابانها؛ وفادارى خودشان را به انقلاب، به آرمانهاى انقلاب نشان ميدهند، فرياد ميكنند؛ پيرمرد مى‌آيد، بچه‌ى كوچك مى‌آيد، زنها مى‌آيند، مردها مى‌آيند.

 بعد نوبت ميرسد به روز عيد فطر و نمازهاى عيد. اين تضرع و دعائى كه در روز عيد فطر در سرتاسر كشور خوانده ميشود، مردم جمع ميشوند، دعا ميخوانند، تضرع ميكنند، از خداى متعال عالى‌ترين خواسته‌ها را درخواست ميكنند، با حالت توجه، با حالت تضرع، ما كِى اين چيزها را داشتيم؟ كِى در طول تاريخ - تاريخ قرنها، نه تاريخ سالها - كشور ما اينجور مشحون به آيات الهى و كلمات تضرع‌آميز در مقابل پروردگار و دعا و توجه و ذكر بوده؟ كِى اين همه مردم در اين وادى وارد ميشدند؟ براى كى مى‌آيند؟ به كى ميخواهند خودشان را نشان بدهند؟ جز اخلاص، جز ايمان، جز علاقه و عقيده‌ى به مبانى اسلامى، هيچ عامل و انگيزه‌ى ديگرى در اينجا قابل تصور نيست. خب، اينها همه‌اش موجبات رحمت الهى است؛ «اللّهمّ انّى اسئلك موجبات رحمتك».(1) اينها همان چيزهائى است كه باران فيض الهى را بر سر ما ميبارد.

 البته ما اشتباه ميكنيم؛ گاهى نميفهميم اين تفضل الهى را، نمى‌بينيم دست عطوفت الهى را در قضاياى مختلف كه بر سر ما گذاشته ميشود. گاهى هم از اين جهت اشتباه ميكنيم كه خيال ميكنيم مائيم كه داريم اين كارها را ميكنيم، در حالى كه ما نيستيم؛ «لو انفقت ما فى الارض جميعا ما الّفت بين قلوبهم و ليكنّ اللَّه الّف بينهم».(2) «قلب المؤمن بين اصبعى الرّحمن». كى اين مؤمنين را ميكِشد مى‌آورد توى اين ميدانها، اينجور اينها را متوجه به خدا ميكند؟ جز دست الهى، جز قدرت الهى، چيز ديگرى نيست. اينهاست كه ما را اميدوار ميكند.

 من نميخواهم فقط شرح ماوقع را عرض كنم - كه خب، اين ماوقع را همه داريم مى‌بينيم - من ميخواهم اين استنتاج را بكنم: «هو الّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين»؛(3) خداى متعال تأييد خودش را در كنار نصرت به وسيله‌ى مؤمنين ميگذارد، كه على‌الظاهر مراد در اينجا نصرتهاى معنوى است؛ مثل همان «انّى ممدّكم بألف من الملائكة مردفين»(4) و امثال اينها. «هو الّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين»؛ مؤمنين هستند كه موجب نصرت ميشوند؛ مؤمنين هستند كه نظام را پابرجا نگه ميدارند؛ مؤمنين هستند كه در ميدانهاى مختلف، جاده را صاف ميكنند تا نظام اسلامى بتواند كارهاى بزرگى را انجام دهد. ما اينها را «انّما اوتيته على علم عندى»(5) نبايد تصور كنيم؛ خيال نكنيم ما هستيم داريم ميكنيم؛ اينها را خدا دارد ميكند. اين نكته‌ى اول؛ كه به نظر من مردم ما به توفيق الهى، به لطف پروردگار، مردم خوبى هستند؛ خوبى‌شان هم به وفادارى آنها به ايمان است، به رسوخ ايمان در دلهاست.

 شما ببينيد امروز وسائلى كه براى اغواى دل جوانها هست، چقدر است؛ قابل مقايسه‌ى با گذشته نيست. اين ماهواره‌ها، اين اينترنت‌ها، اين انواع و اقسام وسائل ارتباطات، اينها دلها را اغوا ميكند، جذب ميكند، از راه به در ميبرد، انگيزه‌هاى معنوى را در انسان سست ميكند، شهوات را در انسان بيدار ميكند. با وجود همه‌ى اينها، اين مجالسى كه اشاره شد و شما ديديد، اكثرشان همين جوانهايند. بعضى اوقات شايد ظواهرشان هم نشان نميدهد كه اينها دل در گرو محبت الهى دارند، اما دارند؛ مى‌آيند، با خدا حرف ميزنند، اشك ميريزند. اشك آنها مايه‌ى غبطه‌ى انسان است. انسان نگاه ميكند، مى‌بيند اين جوان آنجا نشسته، همين‌طور اشك بر روى چهره‌ى او جارى است. انسان به حال اينها غبطه ميخورد. اينها دلهاشان پاك است، اينها صافند، نزديك به خدايند؛ همين، مايه‌ى نصرت است؛ «هوالّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين».

 مطلبى كه من امروز ميخواهم عرض بكنم - كه ان‌شاءاللَّه سعى كنم كوتاه عرض بشود - اين است كه فقه سياسى در شيعه، سابقه‌اش از اولِ تدوين فقه است. يعنى حتّى قبل از آنكه فقه استدلالى در قرن سوم و چهارم تدوين بشود - در عهد روايات - فقه سياسى در مجموعه‌ى فقه شيعه حضور روشن و واضحى دارد؛ كه نمونه‌اش را شما در روايات مى‌بينيد. همين روايت «تحف‌العقول» كه انواع معاملات را چهار قسم ميكند، يك قسمش سياسات است - امّاالسّياسات - كه خب، در آنجا مطالبى را بيان ميكند. در اين روايت و روايات فراوان ديگر، شاخصها ذكر ميشود. اين روايت معروف صفوان جمّال: «كلّ شى‌ء منك حسن جميل الّا اكرائك الجمال من هذا الرّجل» و ديگر رواياتى كه فراوان است، از اين قبيل است. بعد كه نوبت به عصر تدوين فقه استدلالى ميرسد - دوران شيخ مفيد و بعد از ايشان - باز انسان مشاهده ميكند كه فقه سياسى در آنجا وجود دارد؛ در ابواب مختلف، آن چيزهائى كه مربوط به احكام سياست و اداره‌ى جامعه است، در اينها هست.

 بنابراين سابقه‌ى فقه سياسى در شيعه، سابقه‌ى عريقى است؛ ليكن يك چيز جديد است و آن، نظام‌سازى بر اساس اين فقه است؛ كه اين را امام بزرگوار ما انجام داد. قبل از ايشان كس ديگرى از اين ملتقطات فقهى در ابواب مختلف، يك نظام به وجود نياورده بود. اولْ كسى كه در مقام نظر و در مقام عمل - توأماً - يك نظام ايجاد كرد، امام بزرگوار ما بود؛ كه مردم‌سالارى دينى را مطرح كرد، مسئله‌ى ولايت فقيه را مطرح كرد. بر اساس اين مبنا، نظام اسلامى بر سر پا شد. اين، اولين تجربه هم هست. چنين تجربه‌اى را ما در تاريخ نداريم؛ نه در دوران صفويه داريم، نه در دوره‌هاى ديگر. اگرچه در دوران صفويه كسانى مثل «محقق كركى»ها وارد ميدان بودند، اما از اين نظام اسلامى و نظام فقهى در آنجا خبرى نيست؛ حداكثر اين است كه قضاوت به عهده‌ى يك ملائى، آن هم در حد محقق كركىِ با آن عظمت بوده است؛ ايشان ميشود رئيس قضات، تا مثلاً قضات را معين كند؛ بيش از اينها نيست؛ نظام حكومت و نظام سياسى جامعه بر مبناى فقه نيست. ايجاد نظام، كارى است كه امام بزرگوار ما انجام داد. همان طورى كه جناب آقاى مهدوى در نطقشان اشاره كردند - كه من اجمالاً اطلاع پيدا كردم - امام مسئله‌ى ولايت فقيه را در نجف استدلالى كردند و بحث كردند؛ بعد هم در مقام عمل، اين را پياده كردند و آوردند، شد يك نظام اسلامى. خب، اينجا دو تا مطلب وجود دارد كه ما بايد به اين دو مطلب توجه كنيم.

 يك مطلب اين است كه يك چالش بزرگى همواره بر سر راه حفظ هويت اين نظام وجود داشته است؛ الان هم وجود دارد، بعد از اين هم خواهد بود. آن چالش عبارت است از چالش بين وفادارى و حفظ خطوط اصلى - يعنى اصول و مبانى نظام - از يك طرف، و دستاوردهاى پيشرفت مادى و معنوى براى نظام از طرف ديگر. اين فكر گاهى اوقات پيش مى‌آيد؛ البته دليل هم دارد كه اين فكر پيش مى‌آيد؛ چون آن هدفهاى مترتب بر آن مبانى، اينجور نيست كه هدفهاى زودرسى باشد، كه حالا در ظرف ده سال و بيست سال حتماً اين هدفها تأمين شود؛ گاهى اوقات بايد نسلها بگذرد تا اين اهدافى كه بر مبناى آن اصول ترسيم شده است، تحقق پيدا كند. وقتى كه اين اهداف در ميان‌مدت يا در كوتاه‌مدت تحقق پيدا نكرد، اين وسوسه به سراغ نخبگان و زبدگان و مسئولان مى‌آيد كه نكند پايبندى ما به اين اصول است كه مانع ميشود ما به اين اهداف دست پيدا كنيم. اين يك چالش بسيار مهمى است.

 من مدتها قبل در يك صحبتى اشاره كردم كه يكى از مظاهر عظمت امام بزرگوار عبارت بود از صبر در اين قضيه. البته دوران ايشان، دوران كوتاهى بود - ده سال بيشتر طول نكشيد - اما در همين دوران، ايشان پايه‌ها را محكم چيد. يكى از كارهاى امام اين بود كه به خاطر مشكلاتى كه احياناً پيش مى‌آمد - چه در زمينه‌ى مسائل داخلى، چه در زمينه‌ى چالشهاى بين‌المللى - ايشان از مبانى و اصول كوتاه نيامد؛ يعنى صبر كرد. من تعبير كردم به صبر امام. صبر ايشان به اين معنا بود كه تحمل كرد. در برابر فشارهائى كه مى‌آمد، كه آقا اگر چنانچه اين حكم را نكنيد، اگر قضيه‌ى سلمان رشدى را مطرح نكنيد، اگر چه نشود، اگر چه نشود، ممكن است ما به اين موفقيتها دست پيدا كنيم، ايشان تسليم نشد؛ ايشان پافشارى كرد. اين چالش تا امروز هم وجود دارد.

 خب، عده‌اى ممكن است به اين فكر بيفتند كه پايبندى ما به اصول موجب شده است كه ما به اين اهداف دست پيدا نكنيم؛ ناكامى‌هائى در سطح اداره‌ى داخلى يا در سطح مسائل بين‌المللى، ما را دچار مشكل كند. اين چالش مهمى است؛ با اين چالش بايد هوشيارانه برخورد كرد. نه، درست، عبارت است از اينكه ما هر دو هدف را به موازات يكديگر دنبال كنيم و بدانيم كه اين دو هدف با يكديگر سازگار است؛ يعنى حفظ اصول و مبانى نظام و در واقع حفظ هويت نظام از يك طرف، و از طرف ديگر، دست يافتن به آن اهدافى كه نظام تعريف كرده است؛ چه اهداف مادى و پيشرفتهاى مادى و علمى و معيشتى و تمدنى و امثال اينها، و چه اهداف معنوى مثل استقرار عدالت و از اين قبيل چيزها. بايد بدانيم اينها سازگار است. و ما نميتوانيم به آن اهداف برسيم، مگر اينكه به اين اصول پابند باشيم. يعنى به خاطر اينكه مشكلاتى در رسيدن به آن هدفها پيش مى‌آيد، از اصول دست برنداريم، حالت قناعتِ حداقلى پيدا نكنيم؛ و بدانيم كه اگر ما از اصول دست برداشتيم، حتّى هويت نظام كه از بين خواهد رفت، به آن هدفها هم نميرسيم. ما در همين انقلابهاى گوناگون، نظائرش را ديديم. البته اصول آنها، اصول باطلى بود؛ اما تنازلهاى آنها به هيچ وجه به آنها كمك نكرد.

 اينكه ما بيائيم مسئله‌ى عقلانيت را مطرح كنيم و بگوئيم «بر سر عقل آمدن انقلاب»، اين ما را به نتيجه نميرساند. من يادم هست آن سالهاى اول انقلاب، از جمله‌ى حرفهائى كه زده ميشد، اين بود كه بايستى ما انقلاب را سر عقل بياوريم! يعنى عقلانيت را به عنوان يك وسيله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانى و پايه‌هاى اصلى صرف نظر كنند؛ اين نبايد انجام بگيرد. «و ان تطع اكثر من فى الارض يضلّوك عن سبيل‌اللَّه ان يتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا يخرصون».(6) نبايستى اصول را پامال كرد. البته اين كار مهمى است؛ پيچيدگى‌هائى دارد، سختى‌هائى دارد و گاهى در موارد گوناگون، براى نخبگان و زبدگان ترديدهائى پيش مى‌آيد. به عنوان يك اصل قطعىِ موضوعى، بايد اين را مسلّم گرفت كه پايبندى به اصول و حفظ خطوط اصلى نظام اسلامى، اصل است.

 بر اساس اين، بايد دنبال پيشرفتها گشت. ما امتحان كرديم، ديديم كه ميشود اصول را حفظ كرد، به پيشرفتها هم رسيد. امروز كشور ما از لحاظ پيشرفت علمى، از لحاظ پيشرفت فناورى، از لحاظ آگاهى‌ها و پختگى‌هاى سياسى، از لحاظ پيدا كردن راه و رسم‌هاى گوناگون در نهادهاى مختلف - نهادهاى اقتصادى و غيره - با اوائل انقلاب قابل مقايسه نيست؛ ما خيلى جلو رفتيم، خيلى پيشرفته‌تريم؛ در عين حال اصول را هم حفظ كرديم. اگر جائى از اصول كوتاه گذاشته باشيم، بايد از آن توبه كنيم. از اصول نبايستى كم گذاشت. همچنين بايد بدانيم نصرت الهى هم بسته‌ى به همين است كه ما اين مبانى و اصول را حفظ كنيم. اين يك نكته.

 نكته‌ى دومى كه در اين زمينه عرض ميكنيم، اين است كه نظام‌سازى - كه گفتيم امام بزرگوار ما بر اساس مبانى فقهى، نظام‌سازى كرد - يك امر دفعى و يكباره نيست؛ معنايش اين نيست كه ما يك نظامى را بر اساس فقه كشف كرديم و استدلال كرديم و اين را گذاشتيم وسط، و اين تمام شد؛ نه، اينجورى نيست. نظام‌سازى يك امر جارى است؛ روزبه‌روز بايستى تكميل شود، تتميم شود. ممكن است يك جائى اشتباه كرده باشيم اما مهم اين است كه ما بر اساس اين اشتباه، خودمان را تصحيح كنيم، خودمان را اصلاح كنيم؛ اين جزو متمم نظام‌سازى است. نه اينكه گذشته را خراب كنيم. اينكه ما ميگوئيم نظام‌سازى جريان دارد، معنايش اين نيست كه هرچه را ساختيم و بنا كرديم، خراب كنيم؛ قانون اساسى‌مان را خراب كنيم، نظام حكومتى و دولتى‌مان را ضايع كنيم؛ نه، آنچه را كه ساختيم، حفظ كنيم، نواقصش را برطرف كنيم، آن را تكميل كنيم. اين كار، يك كار لازمى است.

 من تصورم اين است كه بُعد مهمى از قيد اطلاق كه امام منضم كردند به ولايت فقيه - كه در قانون اساسىِ اول قيد «مطلقه» نبود؛ اين را امام اضافه كردند - ناظر به همين است؛ يعنى انعطاف‌پذيرى. دستگاه ولايت - كه دستگاه عظيم ولايت، يعنى در واقع مجموعه‌ى آن دستگاه‌هاى تصميم‌ساز و تصميم‌گير كه در رأسش رهبرى قرار دارد؛ اما مجموعه، يك مجموعه است - بايد بتواند به طور دائم خودش را پيش ببرد، متحول كند؛ چون تحول جزو سنتهاى زندگى انسان و تاريخ بشرى است. ما اگر چنانچه خودمان تحول ايجاد نكنيم و پيش نرويم، تحول بر ما تحميل خواهد شد. تحول يعنى تكميل، پيش رفتن به سمت آنچه كه درست‌تر است، آنچه كه كاملتر است. يعنى آنچه را كه ساختيم، ببينيم نقصهايش كجاست، آن را برطرف كنيم؛ ببينيم كجا كم داريم، آن را اضافه كنيم. اين جريان بايستى ادامه پيدا كند.

 البته دشمنان، «ولايت مطلقه» را به معناى «استبداد» گرفته‌اند؛ يعنى ميل فقيه عادل به صورت دلبخواه. اين معنا در دلِ خودش يك تناقض دارد: اگر عادل است، نميتواند مستبد باشد؛ اگر مستبد است و بر اساس دلخواه عمل ميكند، پس عادل نيست. دشمنان، اين را ملتفت نميشوند و اين معنا را نميفهمند. اين نيست مسئله‌ى «ولايت مطلقه» كه فقيه هر كار دلش خواست، بكند؛ يك وقت يك چيزى به نظرش رسيد كه بايد اين كار انجام بگيرد، فوراً انجام دهد؛ قضيه اين نيست. قضيه اين است كه يك حالت انعطافى در دست كليددار اصلى نظام وجود دارد كه ميتواند در آنجائى كه لازم است، مسير را تصحيح و اصلاح كند، بنا را ترميم كند.

 البته در اينجا هم خطرى كه وجود دارد - كه بايد از اين خطر برحذر بود - اين است كه ما تصور كنيم اين انعطاف بايستى تحت تأثير فشارهاى بيرونى و تغييرِ در جهت انعطاف به قالبهاى غربى باشد. سر قضيه‌ى قصاص به ما اعتراض ميكنند و فشار مى‌آورند، سر قضيه‌ى ديه به ما فشار مى‌آورند، سر قضاياى گوناگون در مسائل مختلف به ما فشار مى‌آورند؛ لذا ما تسليم شويم؛ انعطاف به اين معنا باشد. نه، اين انحراف است؛ اين انعطاف نيست. بايد توجه كنيم، همان آيه‌ى شريفه‌ى «و ان تطع اكثر من فى الارض» اينجا هم جارى است. نبايد به خاطر اينكه راديوهاى بيگانه و تبليغات خصمانه و اتاقهاى فكر دشمن و كمربسته‌ى عليه نظام اسلامى، راجع به فلان حكم، راجع به فلان مبنا اعتراض ميكنند، فرياد ميكشند، ما بيائيم بگوئيم حالا تجديد نظر كنيم براى اينكه با دنيا هماهنگ شويم؛ نه، اين خطاست، اين انحراف است؛ به اين انحراف نبايد دچار شد.

 در عين حال مسائل جديدى وجود دارد. در زمينه‌ى اقتصاد، مسائل تازه‌اى وجود دارد. مثلاً ما بانكدارى اسلامى را به وجود آورده‌ايم. امروز مسائل تازه‌اى در زمينه‌ى پول و بانكدارى وجود دارد؛ اينها را بايستى حل كرد؛ بايد اينها را در بانكدارى اسلامى - بانكدارى بدون ربا - ديد. كى بايد اينها را انجام بدهد؟ فقه متكفل اين چيزهاست. البته من همين‌جا عرض بكنم كه نياز ما به كرسى‌هاى بحث آزاد فقهى در حوزه‌ى قم - كه مهمترين حوزه‌هاست - برآورده نشده است. من اين را الان اينجا عرض ميكنم - آقايانى هم از قم اينجا تشريف داريد - اين نياز برآورده نشده. در قم بايد درسهاى خارجِ استدلالىِ قوى‌اى مخصوص فقه حكومتى وجود داشته باشد تا مسائل جديد حكومتى و چالشهائى را كه بر سر راه حكومت قرار ميگيرد و مسائل نو به نو را كه هى براى ما دارد پيش مى‌آيد، از لحاظ فقهى مشخص كنند، روشن كنند، بحث كنند، بحثهاى متين فقهى انجام بگيرد؛ بعد اين بحثها مى‌آيد دست روشنفكران و نخبگان گوناگون دانشگاهى و غير دانشگاهى، اينها را به فرآورده‌هائى تبديل ميكنند كه براى افكار عموم، براى افكار دانشجويان، براى افكار ملتهاى ديگر قابل استفاده است. اين كار بايستى انجام بگيرد، ما اين را لازم داريم. محصول اين كاوشهاى عالمانه ميتواند در معرض استفاده‌ى ملتها و نخبگان ديگر كشورها هم قرار بگيرد.

 الان شما ملاحظه كنيد؛ تقريباً در مدت هشت ماه، در يكى از آرامترين و ساكت‌ترين نقاط عالم - يعنى شمال آفريقا و حول و حوش شمال آفريقا و جزيرةالعرب - چهار تا نظام سرنگون شده؛ يعنى چهار تا ديكتاتورِ چسبيده به صندلىِ متكى به غرب و متكى به آمريكا، زير و رو شدند: مصر، تونس، ليبى و يمن. خب، اين خيلى حادثه‌ى مهمى است. من عرض كرده‌ام، باز هم عرض ميكنم؛ ما واقعاً نميتوانيم الان ابعاد عظمت اين حادثه را درست ترسيم كنيم. خيلى كار بزرگى انجام گرفته است. خب، اينجا ملتها در معرض حوادثى هستند. يكى از اين حوادث - كه ان‌شاءاللَّه اين پيش بيايد - اين است كه نخبگان دينى ملتها بتوانند زمام امور اين ملتها را در دست بگيرند و راه درست را كه برخاسته‌ى از اسلام و برخاسته‌ى از شريعت و برخاسته‌ى از نيازهاى بومى و اقليمى باشد، براى مردم ترسيم كنند؛ اين بهترين راه است. اما چقدر احتمال دارد كه اين راه پيش بيايد؟ انسان دلش ميلرزد.

 يك احتمال ديگر اين است كه همان كسانى كه عواملشان از در بيرون رفته‌اند، دوباره از پنجره وارد شوند؛ همان كسانى كه در مقابل اسلام، در مقابل حركت ضد صهيونيستى ملت مصر، سى سال از يك ديكتاتورى حمايت كردند، باز زمينه‌ساز يك ديكتاتورى ديگرى بشوند. خب، اول كه ديكتاتور نميگويد من ديكتاتورم؛ يك شكلى به آن ميدهند؛ دستگاه‌هاى تبليغاتى هم دارند، پول هم دارند، امكانات هم دارند، مزدور و آدم هم حتماً دارند. بنابراين يك بيم اين است كه اينها باز بيايند يك نظامهائى را خودشان درست كنند، يا يك نظامهاى الگوگرفته‌ى كامل از غرب روى كار بيايند. اين خطر بسيار بزرگى است براى همين كشورها، كه به اسم دموكراسى و به اسم آزادى و اين حرفها بيايند نظامهاى غربى را در اينجا حاكم كنند. و انواع و اقسام خطرهائى كه در اينجا وجود دارد.

 آن چيزى كه اينجا ميتواند به اين كشورها كمك كند، تفكر مردم‌سالارى دينى است. مردم‌سالارى دينى كه ابتكار امام بزرگوار ماست، ميتواند نسخه‌اى براى همه‌ى اين كشورها باشد؛ هم مردم‌سالارى است، هم از متن دين برخاسته است.

 البته ممكن است فقهاى اهل سنت - چه فقهاى شافعى در مصر، چه مالكى‌ها در بعضى ديگر از كشورهاى آن منطقه، چه حنفى‌ها در بعضى از كشورهاى ديگر - معتقد به ولايت فقيه نباشند؛ خيلى خوب، ما نميخواهيم حتماً مبناى فقهى خودمان را به آنها عرضه كنيم يا اصرار بورزيم؛ اما مردم‌سالارى دينى ممكن است شكلهاى گوناگونى پيدا كند. بايد اين مبناى مردم‌سالارى دينى را ما براى اينها تبيين كنيم، تفهيم كنيم؛ مثل هديه‌اى در اختيارشان بگذاريم. مطمئناً اين مردم، مردم‌سالارى دينى را خواهند پسنديد. اين كارى است كه بر عهده‌ى ماست و بايستى انجام بگيرد تا دشمنان اين ملتها از خلأيى كه به وجود آمده، استفاده نكنند. اين خلأ را بايد به وسيله‌ى اسلام پر كنند.

اميدواريم خداوند متعال به ما توفيق بدهد، بتوانيم اولاً وظائفمان را بشناسيم، ثانياً ان‌شاءاللَّه به بهترين وجهى عمل كنيم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) مفاتيح الجنان، تعقيب نماز ظهر
2) انفال: 63
3) انفال: 62
4) انفال: 9
5) قصص: 78
6) انعام: 116

توجه به :  هشدارهای رهبری

 

 

پیوندهای مرتبط خبر خبر عکس عکس صوت صوت
9/6/1390نسخه قابل چاپ

بيانات در ديدار مسئولان نظام و سفراى كشورهاى اسلامى‌

در روز عيد سعيد فطر 1432

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌

 تبريك عرض ميكنم عيد سعيد و بزرگ فطر را به شما حضار محترم، مسئولان دلسوز كشور، و به سفراى محترم كشورهاى اسلامى كه در مجلس حضور دارند، و همچنين به همه‌ى ملت بزرگ ايران، و همچنين به امت بزرگ اسلامى در سراسر جهان.

 مسلمانها در هر نقطه‌ى عالم كه حضور دارند، امروز را عيد ميگيرند. حقيقتاً عيد فطر، عيد حقيقى است براى انسانهاى سعادتمند و مؤمن؛ در واقع روز پاداش گرفتن از خداى متعال است، به خاطر يك ماه رياضت اختيارى، گرسنگى كشيدن و تشنگى كشيدن اختيارى، يك ماه مهار كردن شهوات بشرى و انسانى در طول روز؛ اينها خيلى ارزشمند است. اين تمرينها براى انسان ذخيره‌اى ميشود تا بتواند در طول زندگى، با اراده و عزم راسخ، بر اميال گمراه كننده‌ى خود دهنه بزند و مهار كند. ما افراد بشر، براى مهار كردن نفس خود، به اين عزم راسخ احتياج داريم. تخطى‌ها و طغيانهاى نفس ماست كه روزگار را براى خود ما و براى ديگران دشوار ميكند. اين تمرينى كه خداى متعال براى آحاد بشر قرار داده است - كه مؤمنين اين دعوت الهى را اجابت ميكنند و اين رياضت و اين تمرين را در طول يك ماه بر خود هموار ميكنند - در واقع علاج درد بزرگ بشر است، كه عبارت است از پيروى از هواى نفس، پيروى از هوسها، تسليم شدن در مقابل زياده‌خواهى‌هاى نفسمان. اين تمرين را بايد قدر دانست. بحمدالله مسلمانان عالم، ماه روزه را گرامى ميدارند. ملت عزيز ما هم حقاً و انصافاً اين ماه را گرامى داشت، آن را بزرگ شمرد و به وظائف خود در اين ماه عمل كرد. اميدواريم روز عيد فطر، خداى متعال به همه‌ى امت اسلامى عيدى عنايت كند.

 امروز امت اسلامى درگير حوادث بزرگى است. آنجورى كه ما ميفهميم و ما احساس ميكنيم، اين تجربه‌اى كه امروز در كشورهائى از دنياى اسلام تحقق پيدا كرده و بيدارى اسلامى منجر به حضور مردم در عرصه‌ى تعيين سرنوشت خود شده، يكى از آن تجربه‌هاى بسيار مهم و ارزشمند تاريخ اسلام است. آنچه كه شما ملاحظه ميكنيد در مصر، در تونس، در ليبى، در يمن، در بحرين و در برخى از كشورهاى ديگر اتفاق افتاده است، كه مردم خودشان وارد صحنه شده‌اند، ملتها خودشان همت گماشته‌اند بر اينكه سرنوشت خودشان را در دست بگيرند، اين از آن حوادث فوق‌العاده بزرگ و تعيين كننده است؛ اين ميتواند براى مدتهاى طولانى، مسير تاريخ امت اسلام و مسير اين منطقه را تعيين كند.

 اگر ملتهاى مسلمان در اين حركتى كه آغاز كرده‌اند، ان‌شاءالله بتوانند مراقبت كنند، بتوانند اراده‌ى خودشان را بر اراده‌ى كسانى كه سعيشان مداخله‌ى در كشورهاى اسلامى است، غلبه بدهند، تا مدتهاى طولانى كشورهاى اسلامى يك حركت پيشرونده را خواهند داشت؛ اما اگر خداى نكرده دشمنان اسلام و مسلمين - يعنى دنياى استكبار، سردمداران سلطه، صهيونيسم جهانى، رژيم مستكبر و ظالم آمريكا - بتوانند بر اين امواج سوار شوند، اگر خداى نكرده بتوانند بر عزم ملتها فائق بيايند و كنترل كار را به دست بگيرند و حوادث را به سمت آنچه كه خودشان ميخواهند، هدايت كنند، مسلّماً دنياى اسلام باز تا ده‌ها سال دچار مشكلات بزرگ خواهد بود. امت اسلامى نبايد بگذارد. نخبگان سياسى و فرهنگى نبايد اجازه دهند كه دشمنان كشورهاى اسلامى بر عزم ملتهاى مسلمان فائق بيايند.

 روز امتحان بزرگى است براى كشورهاى اسلامى و ملتهاى مسلمان. تاكنون خود ملتها هم تا اين حد به توانائى‌هاى خودشان واقف نبودند. امروز ملتها ميدانند كه چه قدرتى دارند و اراده‌ى آنها چقدر ميتواند كارساز باشد. اين شناخت ملتها از خود، نعمت بزرگى است. البته سلطه‌گران عالم و سردمداران امپراتورى‌هاى سلطه و قدرت هم فهميده‌اند در دنياى اسلام چه خبر است؛ لذا بيكار نميمانند، آنها هم نقشه ميكشند.

 امروز روزى است كه ملتهاى مسلمان به هويت اصيل و اسلامىِ خودشان برگردند. آنچه در درون ما از نيرو و عظمت و شكوه وجود دارد، ناشى از ايمان به اسلام و اعتقاد به قدرت پشتيبان الهى و اتكال به خداى متعال است؛ اين است آن قدرتى كه هيچ قدرتى بر آن فائق نمى‌آيد؛ اين را بايستى هرچه بيشتر در دل خودمان، در عملِ خودمان تجلى ببخشيم.

 ملت عزيز ايران تاكنون توانسته‌اند اين استقامت در راه و پيمودن صراط مستقيم را با تمام قدرت و توان ادامه دهند و اثراتش را دارند مى‌بينند. اين مقطع سى ساله‌ى انقلاب و كشور ما، يكى از درخشانترين مقاطع حيات تاريخى ماست. در طول سى سال، نسلهاى متعددِ پى‌درپى، جوانان ديروز، جوانان امروز، نوجوانان امروز - كه جوانان فردايند - همه با يك هدف، با يك نفس، با يك انگيزه، در اين ميدانهاى دشوار به سمت جلو حركت ميكنند. ما ملت ايران سى سال است كه در مقابل خباثت و فشار استكبار - فشار تحريم، فشار تهديد؛ تهديد نظامى، تهديد سياسى، تهديد امنيتى - ايستاده‌ايم و به توفيق الهى بر دشمنان خودمان فائق آمده‌ايم. آنها نميخواستند ملت ايران را عزيز و مقتدر و پيشرونده و اميدار ببينند؛ اما على‌رغم آنها، امروز ملت ايران عزيز و پيشرونده و مقتدر و داراى اتكاء به نفس و داراى چشم‌انداز و اميد فراوان نسبت به آينده است.

 از خداوند متعال مسئلت ميكنيم كه براى ما، براى ملت ايران و براى ملتهاى مسلمان، عزت روزافزون را مقدر فرمايد. پروردگارا! اسلام و مسلمين را روزبه‌روز سربلندتر بفرما.

والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته‌

برچسب‌ها :اعتماد به نفس ملی; اقتدار ملی; نظام سلطه; بیداری اسلامی; هویت اسلامی; عزت امت اسلامی;

 

16/6/1390نسخه قابل چاپ

بحرین خط مقدم آمریكاست

رهبر معظم انقلاب بار دیگر در خطبه‌های نماز عید فطر نگرانی خود را از وضعیت ملت بحرین بیان كردند. برای بررسی وضعیت تحولات در این كشور، گفت‌وگو كردیم با سید قاسم الهاشمی كه از مبارزان قدیمی بحرینی بوده و از سال 1995 میلادی تا كنون توسط حكومت بحرین به انگلیس تبعید شده است. وی مسئول شاخه‌ی سیاسی حزب خلاص بحرین و دبیركل مجمع جهانی كرامت در انگلیس است.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif به نظر شما خاستگاه بیداری اسلامی در منطقه را در كجا باید جست‌وجو كرد؟
بیداری اسلامی كه هم‌اكنون در منطقه به ثمر نشسته است، میراثی الهی است؛ میراثی كه از گذشته تا حال وجود داشته و البته دشمنان پیش از این با ابزار مختلف روی آن سرپوش می‌گذاشتند. شورش‌ها و اقدامات آنان كه از زمان رحلت پیامبر گرامی اسلام و ماجرای ثقیفه آغاز شد و تا الان ادامه دارد، با هدف نابودی روح ولایت‌مداری در امت اسلامی بوده است.

تفاوت وضعیت بیداری اسلامی در این تطور تاریخی این است كه امروزه كشورهایی كه به آن ایمان دارند، از آن حمایت می‌كنند و با استفاده از فناوری‌های روز و رسانه‌ها و امكاناتی كه در اختیار دارند، این تفكر را در میان امت اسلامی گسترش می‌دهند. از پیشگامان این حركت در دنیا، جمهوری اسلامی ایران است. اگر در گذشته می‌توانستند حق‌طلبان را بكشند تا از آگاه شدن ملت‌های مسلمان جلوگیری كنند و كارشان به جایی رسیده بود كه بالای منابر مساجد به امیرالمؤمنین علیه‌السلام ناسزا می‌گفتند و مردم هم آن‌قدر در جهل بودند كه چیزی نمی‌گفتند، امروز اما با وجود رسانه‌های حامی جریان بیداری، دیگر امكان این كار را ندارند و نمی‌توانند مردم را در جهل و فقر فكری نگهدارند.
دولت بحرین سعی می‌كند حركت مردم را به سمت اختلافات قبیله‌ای و طایفه‌ای سوق دهد، اما مردم یكپارچه و متحد و با حفظ هوشیاری، خواستار سرنگونی نظام هستند و از تغییر این خواست اصلی به اختلاف شیعه و سنی جلوگیری می‌كنند.

جمهوری اسلامی ایران امروز با گذشت 32 سال از عمر خود و به بركت جانفشانی و ایثارگری فرزندانش توانسته است رسالت خود را در گسترش این تفكر آگاهی‌بخش بین امت اسلامی به نحو مطلوبی ایفا كند. در نتیجه‌ی این تلاش‌ها امت اسلامی به تاریخ خود و گنجینه‌هایش آگاه شده و به خود آمده است. این امت به این باور و یقین رسیده كه می‌تواند عظمت و وسعت گذشته‌ی خود را بازیابد. مبارزه‌ی مردم كشورهای منطقه با حكام ظالم نشانگر این بازگشت به خویش در میان امت اسلامی است. امروز مردم به صحنه آمده‌اند و سرنوشت كشورشان را به دست گرفته‌اند؛ اتفاقی كه مرهون تلاش‌های جمهوری اسلامی است.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif برای ما از بحرین بگویید. چرا كشورهای غربی در برابر تحولات بحرین، سیاست متفاوتی را در پیش گرفته‌اند؟
بحرین در منطقه‌ی استراتژیكی واقع است؛ در همسایگی شرقی عربستان سعودی كه درگاه امنیتی این كشور است و به منزله‌ی شكم در پیكره‌ی آن واقع است، پیكره‌ای كه پایگاه پنجم نیروی دریایی آمریكا در آن قرار دارد. این دلایل باعث می‌شود كه وهابیون عربستانی از تحولات بحرین احساس خطر كنند. بنابراین بروز هر مشكلی در بحرین، تهدیدی برای عربستان به شمار می‌رود.

در این شرایط، ورود عربستان و وهابیت به صحنه‌ی پیكار بحرین برایشان ناگزیر می‌نماید، زیرا موجودیتشان به خطر ‌افتاده است. آمریكایی‌ها هم به همین راحتی اجازه‌ی بركناری دست‌نشانده‌های خود در منطقه را نمی‌دهند، مگر این‌كه شرایط به گونه‌ی دیگری رقم بخورد. آنها كدام حاكمی را خواهند یافت كه حاضر شود تمام نفت كشورش را رایگان در اختیار آنها بگذارد؟ اجازه‌ی تأسیس پایگاه نظامی به آنان بدهد؟ اجازه بدهد در كشورش هر كاری كه می‌خواهند انجام دهند؟ از صهیونیست‌ها دفاع كند و بازار داخلی و اتاق‌های بازرگانی خود را در اختیار آنها قرار دهد؟ این‌ها اقداماتی است كه آل خلیفه برای آمریكایی‌ها انجام داده و اسناد آن هم موجود است.

موقعیت عربستان نیز برای آمریكا اهمیتی فوق‌العاده‌ دارد. آنها ایران و عراق و مصر را از دست داده‌اند و دیگر به هیچ وجه حاضر نیستند كه عربستان را هم از دست بدهند. بنابراین آمریكا تلاش می‌كند كه آرامش را به بحرین بازگرداند، زیرا می‌داند كه بحرین خط مقدم عربستان است.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif یعنی از نظر شما احتمال پیروز شدن مردم بحرین در مبارزه با آل خلیفه كم است؟
خیر، منظورم این نیست. می‌خواهم بگویم كه اگر همه چیز در راستای خواست آنان اتفاق بیفتد، آنان به اهدافشان خواهند رسید، اما مسئله‌ی مهم این است كه اراده‌ی خداوند بر همه‌ی اراده‌ها غالب است. برای همین من نسبت به آینده‌ی تحولات بحرین خیلی خوشبین هستم. اگر حركت مردم بحرین به پیروزی برسد اتفاق شگفت‌انگیزی در منطقه رخ خواهد داد و ما شاهد دستاورد عظیمی خواهیم بود. به همین خاطر است كه غرب، برخوردهای متضادی را در قبال بحرین در پیش گرفته است. آنها می‌دانند كه معترضان بحرینی بنده و مطیع آنها نخواهند بود و تفكرات آنها را نخواهند پذیرفت. موضع‌گیری آنها علیه سوریه هم دقیقاً با این انگیزه صورت می‌گیرد كه حاكم وابسته‌ای در این كشور بر سر كار بیاید تا با مواضع آنان همراهی كند.

در حال حاضر وضعیت مردم و مبارزان و قیام را در بحرین چگونه می‌بینید؟
بحرین وضعیت اسفناك و غم‌انگیزی دارد. چه جوانانی كه كشته شدند و زنانی كه مورد تجاوز قرار گرفتند و دخترانی كه زندانی شدند و جوانانی كه سرهای آنها از نزدیك با گلوله مورد اصابت گلوله قرار گرفت. ارتش بحرین روستاها و مناطق شیعه‌نشین را محاصره كرده و در ورودی و خروجی شهرها پست‌های ایست و بازرسی قرار داده است. اخیراً هم مانند صهیونیست‌ها دیواری سیمانی بین مناطق شیعه‌نشین و سنّی‌نشین كشیده‌اند.

آنها برای سركوب قیام مردم از بالگرد و تانك و نفربر و سلاح‌های پیشرفته استفاده می‌كنند. گلوله‌های خاصی را شلیك می‌كنند كه گازهای شیمیایی زردرنگی را از خود متصاعد می‌كند. در مراسم راهپیمایی روز قدس امسال كه برگزاری آن در بحرین ممنوع اعلام شد، نیروهای ارتش و ضد شورش و نیروهای گارد شاهنشاهی برای متفرق كردن مردم و در حالی كه با بالگردها حمایت می‌شدند، از گاز اعصاب استفاده كردند كه عامل فلج شدن و تشنج بود.

البته از سلاح‌های پیشرفته هم برای سركوب مردم استفاده می‌كنند. طبق آخرین اطلاعاتی كه از داخل بحرین داریم، مزدوران آل خلیفه گلوله‌هایی را به كار گرفته‌اند كه از آن گازهای شیمیایی زردرنگی متصاعد می‌شود.
در این شرایط، ورود عربستان و وهابیت به صحنه‌ی پیكار بحرین برایشان ناگزیر می‌نماید، زیرا موجودیتشان به خطر ‌افتاده است. آمریكایی‌ها هم به همین راحتی اجازه‌ی بركناری دست‌نشانده‌های خود در منطقه را نمی‌دهند، مگر این‌كه شرایط به گونه‌ی دیگری رقم بخورد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif روحیه‌ی مردم و مبارزان بحرینی چگونه است؟
خوب است بدانید كه حوادث پس از 14 فوریه اولین قیام مردم بحرین نیست. قیام‌های زیادی در گذشته اتفاق افتاده است كه همگی با جنایات دولت بحرین و عربستان مواجه بوده است. این جنایت‌ها نه‌تنها مردم را از قیام منصرف نكرده، بلكه عزم آنها را در مبارزه راسخ‌تر كرده است.

دولت بحرین سعی می‌كند حركت مردم را به سمت اختلافات قبیله‌ای و طایفه‌ای سوق دهد، اما مردم یكپارچه و متحد و با حفظ هوشیاری، خواستار سرنگونی نظام هستند و از تغییر این خواست اصلی به اختلاف شیعه و سنی جلوگیری می‌كنند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif چرا سازمان‌های بین‌المللی و خصوصاً سازمان ملل متحد واكنش قابل ملاحظه‌ای نسبت به این جنایات نشان نمی‌دهند؟
سازمان ملل هم كه یك سازمان محترمی است، به دلیل ضعف ساختاری به عنوان بازیچه‌ای در دستان آمریكا قرار گرفته و مورد بهره‌برداری آنان واقع می‌شود.

البته باید حساب حاكمان كشورهای غربی را از مردم این كشورها جدا كرد. بسیاری از احزاب و سازمان‌های مردم‌نهاد و اتحادیه‌ها و حتی دستگاه‌های دولتی و نیمه‌دولتی در غرب از ما حمایت می‌كنند، اما دولت‌های غربی بیش از آن‌كه مصالح انسانی را لحاظ كنند، به مصالح سیاسی و مادی خود می‌اندیشند. لذا دستیابی به نفت برای آنها از نجات مردم یك كشور مهم‌تر است.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif تحولات كشور لیبی و آینده‌ی آن را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
قیام مردم لیبی قیام اصیلی است؛ قیامی علیه قذافی جنایتكار. البته باید توجه داشت كه غربی‌ها به خاطر چشم‌های مردم لیبی و علاقه‌مندی به آنها به این كشور نیامده‌اند، بلكه همانند حضور نظامی در عراق، به دنبال استفاده‌ی طولانی‌مدت از نفت این كشور هستند. آنها در حالی كه می‌توانستند یك‌روزه قذافی را سرنگون كنند، این كار را نكردند تا بتوانند از انقلابیون لیبی امتیاز بگیرند.

كشور لیبی یك منبع بسیار بزرگ از ذخایر اورانیوم است و باتوجه به پایان‌پذیر بودن نفت، این مسئله اهمیت مضاعفی پیدا می‌كند. همچنین آن‌طور كه در رسانه‌ها منتشر شده است، غربی‌ها در لیبی فقط به دنبال این منابع هم نیستند، آنها درصدد هستند تا پایگاه‌های نظامی دائمی در این كشور ایجاد كنند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif شما در دیدار كوتاهی كه با رهبر معظم انقلاب اسلامی داشتید، چه مسائلی را مطرح كردید؟
خوشبختانه فرصتی دست داد تا با ایشان ملاقات كوتاهی داشته باشم. در این گفت‌وگوی كوتاه گزارش مختصری از مجاهدت‌های مبارزان بحرینی و همچنین دردها و آلام مردم بحرین و ظلمی كه در حق آنان رواداشته می‌شود و مقاصد دشمنان برای ریشه‌كن كردن نسل شیعیان و نابودی خط ولایت‌مداری صحبت كردم. ایشان هم برای ما دعا كردند و فرمودند كه خدا ان‌شاءالله فرجی برای شما قرار بدهد و پیروزتان كند.

بسیاری از مردم بحرین از ارادتمندان به ایشان هستند. من این سخنان و دعای رهبر انقلاب را به مبارزان و مردم بحرین منتقل خواهم كرد، زیرا می‌دانم كه باعث استواری بیشتر آنان در ادامه‌ی این مسیر است.

برچسب‌ها :دشمن شناسی; بیداری اسلامی; دخالت نظامی;

شهدا