سایت آقا امام خامنه ای


مهر | «یازده گفتار پیرامون بیداری اسلامی» منتشر شد























همایش نظریه بیداری اسلامی / ۱








*************************


تلکس خبری :

1391/02/26 10:46ديگران - يادداشت | متن سخنرانی آیت‌الله مهدوی كنی

1391/02/25 15:14فيلم | سرنوشت تئوری‌های غربی

1391/02/25 13:35فيلم | آرزوی امام

1391/02/24 21:08خبر | اطلاعیه دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب درباره كتاب «شرح اسم»

1391/02/24 19:35ديگران - يادداشت | تحلیل امام(ره) و رهبری بر مبنای واحدی استوار است

1391/02/24 18:40صوت | سخنان دكتر حدادعادل در همایش نظریه بیداری اسلامی

1391/02/24 18:25صوت | سخنان آیت الله مهدوی كنی در همایش نظریه بیداری اسلامی

1391/02/24 18:04عکس | همایش نظریه بیداری اسلامی / ۱

1391/02/24 15:33مقاله | نیاز به نهادسازی در بهره‌برداری از رویش بیداری

1391/02/24 11:54مقاله | ارتباطات میان­‌فرهنگی ایران و مصر با محوریت نخبگان قرآنی

1391/02/24 11:33مقاله | تحول در نظام جهانی با الگوی بیداری اسلامی

1391/02/23 19:23مقاله | بیداری اسلامی از نگاه اندیشمندان غربی

1391/02/23 19:08مقاله | نقش رهبری در اصلاح جامعه اسلامی از منظر امام علی (ع)

1391/02/23 18:52صوت | بيانات در ديدار جمعى از مداحان سراسر كشور

1391/02/23 18:46مقاله | احیای هویت زنان تونسی با بیداری اسلامی

سایت آقا امام خامنه ای


۲۳/۲/۱۳۹۱نسخه قابل چاپ

جزئیاتی از ۶ كتاب آیت‌الله خامنه‌ای در دوران مبارزه

|نگاهی به شش كتاب آیت‌الله خامنه‌ای پیش از سال ۵۷|

از سال ۱۳۴۲ كه مبارزات ملت ایران به رهبری امام خمینی رحمه‌الله وارد مرحله‌ی جدیدی شد و پس از سركوبی این نهضت توسط رژیم طاغوت، جریان‌های مختلف سیاسی-اجتماعی خط‌‌ مشی‌های مختلفی را در پیش ‌گرفتند. عده‌ای به مبارزه‌ی مسلحانه روی ‌آوردند، عده‌ای به مبارزات سیاسی و عده‌ای از روحانیون نیز بر اساس تحلیلی كه از وظایف روحانیت داشتند، خط مشی دیگری را برگزیدند. می‌توان گفت این خط‌ مشی مورد توجه خاص آیت‌الله خامنه‌ای هم بوده است. بر اساس این خط مشی، فعالیت مبارزه علاوه بر همراهی با دیگر مبارزان، زمینه‌سازی فكری و اندیشه‌ای جامعه را نیز منظور نظر قرار می‌داده است.

در بررسی مكتوبات و سخنرانی‌های آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان چهار دوره‌ی زمانی را در نظر گرفت. دوره‌ی اول این مكتوبات مربوط به دوران مبارزات است؛ یعنی از آغاز فعالیت‌های مبارزاتی ایشان تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷. دوره‌ی دوم از هنگام پیروزی انقلاب تا شروع كار ایشان در مسند ریاست‌جمهوری را شامل می‌شود. در این دوره ایشان سخنرانی‌های بسیاری در محافل گوناگون و خصوصاً در دانشگاه‌ها و مساجد و دیگر مجامع اسلامی انجام داده‌اند. دوره‌ی سوم مربوط است به دوران ریاست‌جمهوری ایشان و دوره‌ی چهارم نیز متعلق به دوران رهبری ایشان است كه از روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ تا كنون ادامه دارد. حجم سخنرانی‌ها و پیام‌های ایشان تنها در سال‌های مربوط به رهبری به اندازه‌ای است كه اگر تمام آنها را در قطع وزیری چاپ كنیم، چیزی در حدود بیست‌ودو هزار صفحه خواهد شد؛ یعنی ۲۲ جلد كتاب هزار صفحه‌ای.

لذا در این گفتار بنا را بر این گذارده‌ایم كه تنها اشاره‌ای داشته باشیم به برخی كتاب‌های ترجمه‌شده یا تألیف‌شده‌ی ایشان در دوره‌ی اول، یعنی از ابتدای فعالیت‌ها تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷. ایشان در این دوران كتاب‌های «آینده در قلمرو اسلام»، «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان»، «گزارشی از سابقه‌ی تاریخی و اوضاع كنونی حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد»، «صلح امام حسن علیه‌السلام»، «طرح كلی اندیشه‌های اسلامی در قرآن»، «گفتاری در باب صبر» و برخی مكتوبات دیگر را به نشر سپردند. هركدام از این آثار در چهارچوب كلی اندیشه‌ی ایشان، پاسخگوی بعضی نیازهای آن روزگار بوده است.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/19773/smpf.jpg
در این‌جا به معرفی مختصر این كتاب‌ها می‌پردازیم، اما پیش از آن به ویژگی‌هایی اشاره می‌كنیم كه در آثار ایشان وجود دارد. اولین ویژگی، ابتنای این آثار بر اندیشه‌ی اسلامی-دینی است. یعنی در تمام سخنرانی‌های ایشان، یك مورد هم نمی‌توان یافت كه كلمه‌ای از معارف دینی در آن نباشد؛ حتی مطالبی كه درباره‌ی اقتصاد، كشاورزی، ادبیات و شعر است.
ویژگی دوم آثار ایشان، انعكاس اطلاعات گسترده‌ی علمی،‌ فرهنگی، تاریخی و اجتماعی است. این نكته مورد تصدیق تمامی كسانی است كه با سخنان ایشان سر و كار داشته‌ و دارند.

ویژگی سوم، برخورداری این آثار از تحلیل دقیق و همه‌جانبه نسبت به رویدادهای تاریخی جهان و به‌ویژه جهان اسلام است.
ویژگی چهارم، گستردگی حوزه‌های مختلف اندیشه‌ای در آثار ایشان است. بحث‌های فقهی، اجتماعی، ادبی و سیاسی و دیگر مباحث، همگی در گستره‌ی آثار ایشان برجسته و نمایان است.

ویژگی پنجم، وجود آینده‌نگری و پیش‌بینی وضعیت جهان و تاریخ انقلاب اسلامی در این آثار است. مثلاً اولین باری كه ایشان تعبیر «بیداری اسلامی» را به معنی به‌پاخاستن جهان اسلام به كار برده‌اند، مربوط به سال ۱۳۶۸ است. جدای از آن، ایشان به مناسبت‌های مختلف این رویداد را پیش‌بینی كرده و البته برای آن شرایطی را لازم شمرده بودند.


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif آینده در قلمرو اسلام
در سال ۱۳۴۵ حضرت آقا در سن بیست‌وهفت سالگی ترجمه‌ی كتاب «المستقبل لهذا الدین» از سید قطب را با عنوان «آینده در قلمرو اسلام» منتشر كردند. این كتاب در شرایطی انتشار یافت كه سه سال از حوادث سال ۱۳۴۲ گذشته بود. لذا طبیعتاً شروع ترجمه مربوط به بعد از این حوادث بوده است. این كتاب نشان می‌دهد كه خط مشی ایشان در فعالیت‌های فكری و فرهنگی بعد از حوادث سال ۴۲ چگونه بوده است. ایشان در مقدمه‌ی كتاب نیز چنین نوشته‌اند: «برای ما جای تردید نیست كه اسلام با قدرت و نفوذ طبیعی خود بالاخره بر اورنگ حكمرانی جهان خواهد نشست.» یعنی همان‌وقت هم شك نداشته‌اند كه اسلام بالاخره بر نظام جهانی حاكم خواهد شد و قدرت‌های مهاجم را خواه‌ناخواه مجبور به عقب‌نشینی خواهد كرد. البته در ادامه ‌آورده‌اند كه تحقق این آینده شرایطی دارد، یكی آن‌كه تمام بشریت اسلام را بشناسد و از مقررات سازنده‌ی آن آگاه شود.

ایشان در قسمت «سخن مترجم» كتاب به تحلیلی ‌پرداخته‌اند كه تا امروز همواره در تحلیل‌های ایشان وجود دارد و آن این‌كه یكی از دلایل عقب‌ماندگی و انحطاط مسلمانان را نقش‌های استعمار برای غارت منابع جهان اسلام برشمرده‌اند. در این باره اشاره می‌كنند كه استعمار پس از انقلاب صنعتی با توجه به نیازی كه به منابع اقتصادی داشته، چه نقشه‌هایی كشیده و چه تهاجم‌هایی به كشورهای دیگر كرده است. همچنین بیان می‌كنند كه یك نیرو در كشورهای اسلامی مانع حركت استعمار بود و آن اسلام بود. برنامه‌ی آنها برای برداشتن این مانع چه بود؟ دو اقدام را در دستور كار داشتند: «مبارزه با مصلحان و علما» و «تغییر دادن این اسلام به یك اسلام بی‌خاصیت»، یعنی به تعبیر حضرت امام رحمه‌الله همان اسلام آمریكایی: «بنابراین بهترین تدبیر آن بود كه ظواهر و تشریفات چشم‌گیر و پر سر و صدای اسلام را حفظ كنند، ولی جنبه‌ی انقلابی دین و تعالیمی را كه موجودیت واقعی دین بسته به آن‌هاست و جامعه‌ی اسلامی را بر سر راه تجاوزات آنان قرار می‌دهد، از دین بگیرند و دین را به صورت موجودی بی‌تأثیر و مهمل و بی‌تفاوت نسبت به خود درآورند.»

ایشان سپس ‌نوشته‌اند: «این تدبیر ماهرانه به مرحله‌ی عمل درآمد. روز‌به‌روز بر جلوه‌ی تشریفات دینی افزوده شد. مساجد و محافل وابسته به دین، پررونق‌تر گشت. مردم به اقامه‌ی شعائر و ظواهر دلبسته‌تر شدند، ولی به‌موازات این اقبال عمومی، روح و حقیقت احكام دینی از میان آنان رخت بربست، اصول اسلامی فراموش شد و آتشفشان دین كه انفجارش جهانی را تكان می‌داد، به سردی و خاموشی گرایید.» و «پیروان همان دینی كه قرآنش فریاد می‌زند «لَن یَجعلَ ‌اللهُ لِلكافِرینَ عَلی المُسلِمینَ سَبیلاً» (نساء، ۱۴۱) [...] دروازه‌های فكر را به روی مهاجمین غربی و دیدگان را به سوی دروازه‌های غرب گشودند و آنان را الهام‌بخش فكر و عمل قرار دادند.» این تحلیل ایشان از وضعیت امت اسلامی و استعمار در سخنان و آثار تمامی سال‌ها حتی تا امروز به چشم می‌خورد.

توجه كنید كه این سخنان در چه سالی ایراد شده است، در سال ۱۳۵۴. یعنی این سخنرانی‌ها به لحاظ زمانی مقارن بوده با شروع دور جدیدی از فعالیت‌های ساواك با هدف گسترش سركوب‌ها، دستگیری‌ها، شكنجه‌ها و شهادت بسیاری از مبارزین انقلابی. در دوره‌ای كه كمیته‌ی مشترك ضد خرابكاری فعالیت خود را گسترش داد و بسیاری معتقد شده بودند كه مبارزه دیگر هیچ فایده‌ای ندارد.

اما قسمت بعدی مقدمه‌ی كتاب به این پرسش پاسخ می‌دهد كه وظیفه‌ی ما در قبال این توطئه چیست؟ ایشان معتقدند كه ما باید «واقعیت دین را به جامعه‌ی خود بشناسانیم و بار دیگر این قدرت معنوی و آسمانی را در دست گیریم. باید با مجاهدتی خستگی‌ناپذیر و با تحمل هر نوع محرومیت و ناكامی، به مردم بفهمانیم كه این شیئ مهمل و بی‌خاصیت، دین نیست.»
این‌ها مطالبی است كه آیت‌الله خامنه‌ای در مقدمه‌ی كتاب آینده در قلمرو اسلام در سال ۴۵ نوشته‌اند. مطالبی كه بعدها خط آن را در كتاب «طرح كلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن» پیگیری كرده و ادامه داده‌اند.


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان
كتاب بعدی ایشان كه در سال ۱۳۴۷ منتشر شده است، ترجمه و تألیفی است تحت عنوان «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان». این كتاب كه بیش از ۳۰۰ صفحه است، در واقع بیان یك نمونه‌ از نقش‌آفرینی مسلمانان در سرنوشت خودشان و در جهت همان خط اندیشه‌ای است كه در كتاب «آینده در قلمرو اسلام» وجود دارد. گویی ایشان خواسته‌اند یك مصداق واقعی از كارهایی را ارائه كنند كه مسلمانان باید انجامشان بدهند و انصافا هم نمونه‌ی خوبی است، زیرا نقش استعمار را آشكارا نشان می‌دهد. این‌كه مثلاً كمپانی هند شرقی در هندوستان چه كارهایی كرده، به‌دقت در این كتاب بحث شده است.
همچنین‌ این كتاب به‌خوبی نشان داده كه مسلمانان توانستند چه كار مهمی را انجام دهند و كشورشان را از سیطره‌ی انگلستان برهانند. جالب است بدانید كه بیش از نیمی از این كتاب تألیف است و خود ایشان در مقدمه‌ی كتاب نوشته‌اند: «اینجانب هر چند ابتدا فقط عزم ترجمه‌ی این كتاب را داشتم، ولى پس از شروع، چون در برخى موارد، مطالب و یادداشت‌هایى متناسب با موضوع متن كتاب در اختیار بود و آوردن همه‌ی آنها در پاورقى، گذشته از این‌كه رشته‌ی مطلب را در ذهن خواننده مى‌گسیخت، وضع صفحه‌بندى كتاب را از لحاظ توازن متن و حاشیه، بى‌قواره و ناخوشایند مى‌ساخت، ترجیح دادم كه آن یادداشت‌ها را نیز در متن بگنجانم و فقط آن‌چه را كه به‌راستى حاشیه است، در پاورقى جاى دهم. بدین قرار كتاب از صورت ترجمه‌ی محض خارج گشته و عنوان «ترجمه و تألیف» گرفت.»


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif گزارشی از سابقه‌ی تاریخی و اوضاع كنونی حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد
كتاب بعدی را ایشان به نام «گزارشی از سابقه‌ی تاریخی و اوضاع كنونی حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد» در سال 46 نوشتند، اما منتشر نساختند. ممكن است شما در ابتدای برخورد با متن این كتاب از شیوه‌ی نوشتاری ایشان تعجب كنید. ماجرای نگارش و انتشار این كتاب هم در نوع خود جالب است. ایشان در مقدمه‌ی این كتاب این‌گونه آورده‌اند كه «اندیشه‌ی گردآوری یادداشت‌هایی كه به نگارش این جزوه انجامید، در سال ۱۳۴۶ ه.ش و با اصرار و پیگیری دوستی از دانشجویان مؤسسه‌ی علوم اجتماعی (وابسته به دانشگاه تهران) پدید آمد. بخش تحقیقات دینی در آن مؤسسه به جستجوی چنین گزارشی برخاسته و چشم یكی از اعضا و دانشجویانش مرا در حوزه‌ی مشهد جسته و نشان كرده بود [...] و از طلب بازنمی‌نشست. سرانجام هر چند كاری ناكرده و نامأنوس بود، پذیرفتم و به مطالعه و كنجكاوی پرداختم و این جزوه فراهم آمد.»

وقتی ایشان یادداشت‌های خود را برای آن مؤسسه ‌فرستاده بودند، از طریق شهید مطهری اطلاع ‌یافتند كه رئیس آن مؤسسه از ایادی رژیم و متهم به وابستگی به جریان‌های منحرف است. بنابراین تصمیم ‌گرفتند كه كار را ادامه ندهند. در همین حین خبر ‌رسیده بود كه اصلاً جزوه‌ی ارسالی شما مفقود شده و شما یك نسخه‌ی دیگر به ما بدهید. ایشان در این باره نوشته‌اند: «من كه این كار را كمكی از غیب دانسته و از آن خرسند بودم، اكنون بهانه‌ی معقولی هم داشتم كه از ادامه‌ی كار سر باز زنم و به عذر نداشتن نسخه‌ای دیگر –كه درست هم بود– بازنویسی و دوباره‌كاری را نپذیرم و بدین ترتیب، كارِ انجام‌شده و اصل موضوع به دست فراموشی سپرده شد.»

از این ماجرا حدود ۱۸ سال ‌گذشت تا این‌كه در زمان رئیس‌جمهوری ایشان، جوانی به نهاد ریاست‌جمهوری مراجعه ‌كرد و ‌گفت: من سندی از ایشان دارم كه فقط به خودشان می‌دهم. چند برگ از كپی این سند را نیز به مسئولین دفتر داده بود و آنها هم آن برگه‌ها را به دست آقا ‌رساندند. آقا دیده بودند كه همان یادداشت‌ها است. خود ایشان درباره‌ی آن روز این‌گونه ‌آورده‌اند: «جوانِ فرهنگی و فاضلی كه ساعتی بعد با اصل نوشته نزد من آمد، آن را در كتابخانه‌ی مصادره‌شده‌ی یكی از وابستگان رژیم گذشته یافته بود؛ همان رئیس سرسپرده‌ی كذائی! (پس چرا وی مدعی شده بود كه آن را گم كرده است؟) و چون نام مرا بر آن دیده، غیرت انقلابیش اجازه نداده كه آن را بیش از این به غربت بگذارد.»

ایشان درباره‌ی محتوای موضوع این كتاب این‌گونه نوشته‌اند: «این اوراق رنجنامه‌ی خاموش قشری مظلوم و مستضعف است. قشری و جامعه‌ای كه آن روز با همه‌ی تنگدستی و قناعت، یك لحظه از چشم انتقام‌جوی و بهانه‌طلب دستگاه جبار دور نبود. گویی همه‌ی توان و قدرت بازوی سیاست‌های حاكم باید بر این موجود مستضعف و پاكدل و سرشار از صفا و ایمان آزموده می‌شد. [...] بر حوزه‌ی علمیه از همه سو باران بلا و محنت بر آن می‌بارید. فقر و نیاز مادی از یك‌ سو، تحقیر و اهانت زمامداران و همه‌ی كسانی كه از فرهنگ دست‌آموز آنان تغذیه می‌شدند، از یك‌سو [...] میدان‌نیافتن برای رشد و شكوفایی استعدادهایی كه گاه در حد اعجاب بود از یك‌ سو و بالاخره فشار سیاسی موذیانه و بسیار سختگیرانه و گاه وحشیانه‌ی دستگاه از سویی دیگر.»

ایشان ادامه ‌داده‌اند: «كسی چه می‌دانست آن روز كه در حوزه و در این مدارس نیمه‌ویران و تاریك و نمور چه می‌گذرد؟ از ظواهر امر خیلی كمتر از آن‌چه بود، دانسته می‌شد. نه فقرشان، نه درسشان و نه مبارزه‌شان چنان كه بود، شناخته نبود.» در واقع این كلمات انگیزه‌ی اصلی ایشان برای نگارش این كتاب بوده است.
در بررسی مكتوبات و سخنرانی‌های آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان چهار دوره‌ی زمانی را در نظر گرفت. دوره‌ی اول این مكتوبات مربوط به دوران مبارزات است. دوره‌ی دوم از هنگام پیروزی انقلاب تا شروع كار ایشان در مسند ریاست‌جمهوری را شامل می‌شود. دوره‌ی سوم مربوط است به دوران ریاست‌جمهوری ایشان و دوره‌ی چهارم نیز متعلق به دوران رهبری ایشان است كه از روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ تا كنون ادامه دارد.



http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif صلح امام حسن علیه‌السلام
كتاب «صلح امام حسن علیه‌السلام» كه ترجمه‌ای از كتاب «صلح الحسن» شیخ راضی آل یاسین است كه نخستین بار در سال ۱۳۴۸ منتشر ‌گردید. در این‌ كتاب آقا ‌گفته‌اند كه صلح امام حسن علیه‌السلام از نظر مبارزه و تأثیر، كم از قیام امام حسین علیه‌السلام در عاشورا ندارد و سپس ادامه ‌داده‌اند كه چون بعضی افراد صلح امام حسن علیه‌السلام را یك حالت محافظه‌كارانه و تخریب‌كننده و سازش‌كارانه تعبیر می‌كنند، من در آن‌جا نشان داده‌ام كه این خودش یك قیام است.


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif طرح كلی اندیشه‌‌ی اسلامی در قرآن
كتاب بعدی «طرح كلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن» است كه در سال ۵۴ انتشار یافت. حضرت آقا مقدمه‌ی این كتاب را این‌گونه آغاز كرده‌اند: «طرح اسلام به صورت مسلكی اجتماعی و دارای اصولی منسجم و یك‌آهنگ و ناظر به زندگی جمعی انسان‌ها، یكی از فوری‌ترین ضرورت‌های تفكر مذهبی است.» ایشان سپس ادامه ‌داده‌اند كه: «مباحثات و تحقیقات اسلامی، پیش از این به طور غالب، فاقد این دو ویژگی بس مهم بوده» و برای همین در مقایسه‌ی اسلام با مكاتب دیگر، اسلام به نظر ضعیف می‌آمده، چون مكاتب دیگر طرح و برنامه می‌دادند.

بنابراین ایشان این كتاب را در فضای پس از حوادث سال ۱۳۴۲ با یك باور یقینی به این نكته نوشته‌اند ‌كه اسلام باید به عنوان یك برنامه‌ی زندگی مورد توجه قرار بگیرد. پس باید همه‌ی كمبود‌ها جبران شود و یكی از این كمبودها «طرح كلی برای این برنامه» است. ایشان در مقدمه‌ی این كتاب، گام‌های عملیاتی برای تحقق این هدف را این‌گونه تبیین كرده‌اند: «نخست آن‌كه معارف و دستگاه فكری اسلامی از تجرد و ذهنیت محض خارج گشته و همچون همه‌ی مكاتب اجتماعی، ناظر به تكالیف عملی و به‌ویژه زندگی اجتماعی باشد.» به این ترتیب، هرگونه جدایی دین از سیاست را به‌كلی رد می‌كنند.

دوم «آن‌كه مسائل فكری اسلام به صورت پیوسته و به عنوان اجزای یك واحد مورد مطالعه قرار گیرد.» این نكته‌ی ایشان بیان‌كننده‌ی ضعفی است كه در فضای فكری بسیاری از نویسندگان مذهبی آن روز وجود داشت. عناصری را از اسلام گزینش می‌كردند و روی آن كار می‌كردند، اما نمی‌توانستند ربط این مسائل را به یكدیگر نشان دهند و اسلام را به صورت یك طرح جامع عرضه كنند. ایشان می‌گویند ما باید یك «طرح كلی و همه‌جانبه‌ای از دین به صورت یك ایدئولوژی كامل و بی‌ابهام و دارای ابعادی متناسب با زندگی چندبُعدی انسان» استنتاج كنیم.

نكته‌ی بعدی ایشان، اشاره به برخی آسیب‌ها در نظام اندیشه‌ای متفكران و اندیشمندان است؛ این‌كه برخی نویسندگان اسلامی آن زمان علیرغم آن‌كه به خاطر جنبه‌های مبارزه‌جویی و عدالت‌خواهی مورد توجه و عنایت حضرت آقا بودند، اما علاوه بر آموزه‌های اسلامی، تحت تأثیر سلایق و نظرهای شخصی هم بودند. ایشان این نكته را این‌گونه می‌فرمایند: «آن‌ كه در استنباط و فهم اصول اسلامی، مدارك و متون اساسی دین، اصل و منبع باشد، نه سلیقه‌ها و نظرهای شخصی یا اندوخته‌های ذهن و فكر این و آن [...] تا حاصل كاوش و تحقیق، به‌راستی «اسلامی» باشد و نه هر چیز جز آن. برای برآمدن این منظور، قرآن كامل‌ترین و موثق‌ترین سندی است كه می‌توان به آن متكی شد كه «باطل را از هیچ سوی بدان راه نیست» و «در آن مایه‌ی روشنگری هر چیز هست» و البته در پرتو تدبری ژرف‌پیما كه خود، ما را به آن فرمان داده است.»

ایشان در ادامه ذكر می‌كنند در این رساله كه خلاصه‌ای از چند سخنرانی است، «كوشیده شد كه مهم‌ترین پایه‌های فكری اسلام از سازنده‌ترین و زنده‌ترین ابعادش در خلال آیات رسا و روشن قرآن جستجو شود.» جایگاه این كتاب در میان كتاب‌های آیت‌الله خامنه‌ای بسیار ویژه و مهم است. به اعتقاد بنده، حتی تمامی سخنرانی‌ها و بیانات امروزین ایشان در جایگاه رهبری نیز بیش و پیش از آن‌كه ناظر بر مسائل روزمره باشد، تماماً در چهارچوب همین طرح كلی است.


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif گفتاری در باب صبر
كتاب «گفتاری در باب صبر» در سال ۱۳۵۴ انتشار یافته و حاصل سخنرانی‌های ایشان پیرامون موضوع صبر در مسجد كرامت مشهد است. در اولین صفحات كتاب آمده است كه برداشت عامیانه از صبر، تحمل ناگواری‌ها است. ایشان گفته‌اند كه این برداشت اشتباه است و سپس ادامه داده‌اند كه این معنی «هنگامی كه در یك جامعه‌ی ستمكش، بی‌اراده و اسیر عوامل فساد و انحطاط مطرح شود، بزرگ‌ترین وسیله برای ستمگران و مفسدان و بزرگ‌ترین عامل و مشوق عقب‌ماندگی، انحطاط و فساد خواهد شد.»
ویژگی چهارم آثار ایشان گستردگی حوزه‌های مختلف اندیشه‌ای در آثار ایشان است. بحث‌های فقهی، اجتماعی، ادبی و سیاسی و دیگر مباحث، همگی در گستره‌ی آثار ایشان برجسته و نمایان است.

سپس بیان كرده‌اند كه وقتی صبر را در آیات و روایات نگاه می‌كنیم، می‌بینیم دقیقاً عكس این معنی منظور است. صبر «در یك جامعه‌ی بدبخت، كلید همه‌ی خوشبختی‌ها و سپیدبختی‌ها به شمار می‌آید.» ایشان صبر را با استفاده از منابع دینی این‌گونه تعریف می‌كنند: «مقاومت آدمی در راه تكامل، در برابر انگیزه‌های شرّآفرین، فسادآفرین و انحطاط آفرین». سپس مثال می‌زنند كه یك گروه كوهنوردی در مسیر قله با موانع زیاد درونی مانند راحت‌طلبی، ترس، ناامیدی و موانع زیاد بیرونی مثل صخره و گرگ و خار و ارتفاع روبه‌رو است. كسی كه در این مسیر پر از دردسر مقاومت كند و به راه خود ادامه دهد، «صبر» داشته است.

توجه كنید كه این سخنان در چه سالی ایراد شده است، در سال ۱۳۵۴. یعنی این سخنرانی‌ها به لحاظ زمانی مقارن بوده با شروع دور جدیدی از فعالیت‌های ساواك با هدف گسترش سركوب‌ها، دستگیری‌ها، شكنجه‌ها و شهادت بسیاری از مبارزین انقلابی. در دوره‌ای كه كمیته‌ی مشترك ضد خرابكاری فعالیت خود را گسترش داد و بسیاری معتقد شده بودند كه مبارزه دیگر هیچ فایده‌ای ندارد. ایشان اما در این كتاب معنایی فعال، مثبت و مبارزه‌جویانه و مقاومت‌طلبانه از صبر ارائه ‌دادند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif فعالیت علمی در اوج مبارزه‌ی سیاسی
آن‌چه كه در بالا ذكر كردیم، تنها بخشی از كتاب‌ها و فعالیت‌های علمی آیت‌الله خامنه‌ای در آن دوران بود. جزوات و كتاب‌های دیگری نیز بوده‌اند؛ مانند «ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب»، «پیشوای صادق»، «از ژرفای نماز» و نیز مكتوبات دیگری كه بسیار غنی و پربار هستند. این آثار یا بعضاً بازنشر نشده یا اصلاً انتشار نیافته‌ است. حضرت آقا تمامی این فعالیت‌ها را در حالی صورت داده‌اند كه شش بار در همان زمان دستگیر شدند و به تبعید رفتند و یك زندگی مخفیانه و تحت تعقیب را تجربه كردند. ایشان در چنین شرایطی فعالیت‌های علمی و اندیشه‌ای را در كنار مبارزه پیگیری می‌كردند؛ در شرایطی كه خود ایشان می‌گویند: حتی در كتابخانه هم تحت نظر مأموران اوقاف مرتبط با ساواك بودند و یادداشت‌برداری ایشان هم تحت نظر بود.

امام خمینی





امام خمینی در جهان

- امام خمینی(ره) ا








میلاد کوثر


مراسم جشن میلاد امام خمینی(ره)واختتامیه اولین جشنواره پیام امام(ره) ۹۱/۲/۲۴از ساعت۱۴/۳۰در تالار ابن سینای دانشگاه علوم پزشکی تهران همراه بااهداء جوایز افراد برگزیده در جشنواره برگزار می گردد.

میلاد ام ابیها فاطمه زهرا سلام الله علیها


میلاد حضرت زهرا’ سلام الله علیها



ولادت حضرت زهرا(س) - روز مـــــــــــــادر میلاد دخت نبی و روز مـــــــادر پیشاپیش مبارک زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته / دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته مریم زمکتب او درس حیا گرفته / جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته . . آسودگی از محن ندارد مادر. آسایش جان و تن ندارد مادر .دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر -------------------------------------------------------------------------------- چرا به کوی محبت نمی بری مارا؟ چرا به گوشه چشمی نمیخری مارا؟ خدا کند به دلت مهر این غلام افتد به رنگ سرخ شهادت در آوری ما را... انـا اعطیناک الکـوثـر میلاد دخت نبوت ، همسر ولایت ، مادر امامت ، برشما همسنگر امتدادی مبارک باد . . . -------------------------------------------------------------------------------- -:-رهسپاریم با ولایت تا شهادت-:-

تقویم شیعی

ولادت حضرت زهرا عليها السلام در چنين روزى حضرت حوراء انسيه، عذراء بتول، ام ابيها، حضرت فاطمه زهرا عليها السلام در سال پنجم بعثت در مكه مكرمه به دنيا آمد. انعقاد نطفه فاطمه عليها السلام داستان انعقاد نطفه حضرت فاطمه زهرا عليها السلام مراحلى دارد كه ذيلاً خلاصه آن آورده مى شود: 1 . در شب معراج خداوند سيبى به پيامبر صلى الله عليه و آله هديه داد كه از عظمت خلقت و بوى و رنگ و زيبايى آن، ملائكه تعجب كردند. خداوند امر فرمود تا پيامبر صلى الله عليه و آله آن را ميل كند. هنگامى كه آن سيب را شكافت، نورى از آن درخشيد. جبرئيل عليه السلام گفت: بخور يا رسول اللّه ، كه اين نور منصوره فاطمه، دخترى است كه از صلب تو خارج مى شود. در بعضى روايات است كه از رطب بهشتى هم خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله ميل فرمودند. 2. در 10 شعبان سال چهارم جبرئيل عليه السلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله در ابطح نازل شد و فرمان كناره گيرى از حضرت خديجه عليها السلام را به مدت 40 روز به عنوان مقدمه حمل حضرت زهرا عليها السلام ابلاغ فرمود. با اينكه آن حضرت علاقه وافرى به خديجه عليها السلام داشت و اين كار براى آن حضرت پر مشقت بود، ولى براى خديجه عليها السلام پيغام داد كه مدتى به منزل نمى آيم و به منزل فاطمة بنت اسد عليها السلام مى روم. شب ها در را ببند و در بستر آسايش كن. پيامبر صلى الله عليه و آله شب ها به منزل فاطمة بنت اسد عليها السلام مى آمد. هر شب هنگام افطار، خرما و انگور و غذاى بهشتى مى آوردند. با آب بهشتى و حوله، دست آن حضرت را شسته و تميز مى كردند. اميرالمؤمنين عليه السلام حسب دستور پيامبر صلى الله عليه و آله جلو در مى نشست كه كسى نيايد و در آن غذا با پيامبر صلى الله عليه و آله شريك شود. در شب چهلم دستور رسيد به خانه خديجه عليها السلام برو كه خداوند به خود سوگند خورده كه امشب از صلب تو ذريه پاك و طيّبه اى بيافريند. حضرت از جا برخاسته و به منزل خديجه عليها السلام آمدند. حضرت خديجه عليها السلام مى فرمايد: «سوگند به آن كسى كه آسمان را برافراشته و آب را از زمين جوشانيده، حضرت از من دور نشده بود كه سنگينى وجود فاطمه عليها السلام را در خود احساس كردم». دوران باردارى خديجه عليها السلام هنگامى كه حضرت خديجه عليها السلام دوران حمل خود را مى گذراند، حضرت فاطمه عليها السلام از داخل شكم با مادر صحبت مى فرمود، و او را دلدارى مى داد و به صبر و پايدارى دعوت مى فرمود. پيامبر صلى الله عليه و آله به خديجه عليها السلام فرمودند: «جبرئيل به من بشارت داد كه اين مولود دختر است، و او موجودى پاك و با بركت است. خداوند متعال نسل و ذريه مرا از او قرار مى دهد، و از نسل او امامانى در امت قرار خواهد داد كه بعد از پايان يافتن وحى او، جانشينانش در روى زمين باشند». هنگام ظاهر شدن آثار وضع حمل، سراغ زنان قريش فرستادند، ولى كسى براى كمك نيامد، چه اينكه آنها راضى به ازدواج حضرت خديجه عليها السلام با پيامبر صلى الله عليه و آله نبودند، و خديجه عليها السلام از اين برخورد آنها غمناك شد. در همين حال، چهار زن بلند بالا كه شبيه زنان بنى هاشم بودند بر او وارد شدند. يكى از آنان به او گفت: «اى خديجه، غمگين مباش كه ما فرستادگان پروردگار تو هستيم. ما خواهران توايم، من ساره هستم، و اين آسيه دختر مزاحم و همنشين تو در بهشت و اين مريم دختر عمران و اين صفوراء دختر شعيب است. خداوند ما را نزد تو فرستاده تا در كارهاى مربوط به زنان به تو كمك كنيم». يكى از آنان در سمت راست او، ديگرى در سمت چپش، سومى پيش روى آن حضرت و چهارمى پشت سر او نشستند. فاطمه عليها السلام به دنيا آمد عُليا مخدره خديجه كبرى عليها السلام، حضرت فاطمه زهرا عليها السلام را پاك و پاكيزه بر زمين نهاد. در اين هنگام نورى از وجودش درخشيد كه تمام خانه هاى مكه را روشن كرد، و اين نور در شرق و غرب درخشش نمود. بانويى كه پيش روى خديجه عليها السلام بود، حضرت فاطمه عليها السلام را برداشت و با آب كوثر شستشو داد، و پارچه سفيدى كه از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد. يكى را بر بدن او پيچيده، ديگرى را بر سرش انداخت و سپس از او خواست كه سخن بگويد. حضرت فاطمه عليها السلام لب به سخن گشود، و فرمود: «اشهد ان لا اله الا اللّه ، و انّ ابى رسول اللّه سيد الانبياء و انّ بَعلى سيد الاوصياء و انّ ولدى سادة الاسباط»: «گواهى مى دهم كه جز اللّه خدايى نيست، و پدرم فرستاده خدا و سرور پيامبران است، و شوهرم سرور جانشينان و فرزندانم آقاى نوادگان و اسباط هستند». بعد بر يكايك آنان سلام كرده و هر يك را به اسم صدا زد. آنان بر چهره او تبسم كردند، و حور العين و بهشتيان يكديگر را به ولادت حضرت فاطمه عليها السلام بشارت دادند. در آسمان نورى درخشان پديد آمد كه ملائكه تا آن روز چنان نورى را نديده بودند، و لذا نام حضرت را «زهرا» گذاشتند. بانويى كه پيش روى خديجه عليها السلام نشسته بود، به خديجه عليها السلام گفت: «او را پاك و پاكيزه و آراسته و با بركت در برگير، كه در نسل و ذريه اش بركت قرار داده شده است». خديجه عليها السلام، حضرت را با شادى و خشنودى از دست او گرفته، و سينه در دهانش گذارده و دهان او را پر از شير كرد، و اين گونه بود كه فاطمه عليها السلام رشد جسمى خود را آغاز كرد. برگرفته از کتاب تقویم شیعه

پیشا پیش ولادت حضرت زهرا و روز مادر مبارک [ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:38 PM ] [ محسن تاری فرد ]

دیگران از سایت امام خامنه ای

۲۰/۲/۱۳۹۱از استقلال فرانسه تا سنت‌شكنی آمریكایی «من براى شما يك مثال بزنم. دولت فرانسه در دوران ژنرال دوگل كه رئيس جمهور فرانسه بود، اجازه نداد كه انگليس وارد اتحاديه‌ى اروپا بشود. چرا؟ گفتند انگليس وابسته‌ى به آمريكاست؛ نوع ارتباطات انگليس و آمريكا، اتحاديه‌ى اروپا را از استقلال مى‌اندازد. دوگل نگذاشت كه انگليس وارد اتحاديه‌ى اروپا شود، به خاطر ارتباط و اتصال و وابستگى به آمريكا. اين مربوط به آن روز فرانسه است. اين آقائى كه امروز در فرانسه سر كار است، حرفهاى آمريكا را رله ميكند؛ همان حرفهائى را كه آنها ميخواهند، آنچه كه در دل آنهاست، تكرار ميكند؛ شده تابع محض! خب، اين ضعف است. كار اروپا به اينجا رسيده است.» این جمله‌ها بخشی از سخنان رهبر انقلاب در نماز جمعه‌ی ۱۳۹۰/۱۱/۱۴ پیرامون استقلال رأی و عمل فرانسه در مناسبات بین‌المللی و منطقه‌ای است. گفتار زیر از دكتر حجت‌الله ایوبی، رایزن فرهنگی اسبق ایران در فرانسه این موضوع را بررسی كرده است: ژنرال دوگل كیست؟ ژنرال دوگل از شخصیت‌های تاریخی و از قهرمانان ملی فرانسه بوده است. او علاوه بر نقشی كه در آزادی فرانسه پس از اشغال در جنگ جهانی دوم داشت، پایه‌گذار جمهوری پنجم فرانسه نیز به شمار می‌آید. بنابراین حكومت امروز فرانسه كه از سال ۱۹۵۸ تاكنون در صحنه‌ی بین‌المللی حیات دارد، ساخته و پرداخته‌ی ژنرال دوگل است. دوگل یك شخصیت سیاسی و كاریزماتیك هم بود و می‌توان گفت روح دوگل بر جمهوری پنجم حاكم است. علاوه بر این، نظام سیاسی كه دوگل بنا نهاد، یك نظام سیاسی تمركزگرا بود كه در آن رئیس‌جمهور به عنوان شخص اول كشور، اختیارات بسیار فراوانی داشت؛ اختیاراتی كه قابل مقایسه با هیچ نظامی در اروپا و در غرب نیست. سخنان رهبر معظم انقلاب درباره‌ی استقلال فرانسه دوگل وقتی حكومت فرانسه را به دست گرفت، شعار اصلی خود در سیاست خارجی را «استقلال ملی و شكوه فرانسه» قرار داد. او بسیار كوشید تا در دوران ده‌ساله‌ی حكومتش به این شعار پایبند باشد. پس از او نیز جریان‌هایی كه به نام دوگل ظهور كردند، تلاش كردند تا از این سنت پاسداری كنند. دوگل برای حفظ استقلال فرانسه پس از جنگ جهانی دوم -فرانسه‌ای كه در بحران اقتصادی ناشی از جنگ، با پول‌های آمریكایی‌ها (طرح مارشال) در حال بازسازی بود- سعی كرد عزت نفس خود و كشورش را در مقابل آمریكا حفظ كند. او در طول جنگ سرد روابط بسیار خوبی با اتحاد جماهیر شوروی برقرار كرد كه این موجب عصبانیت و ناراحتی آمریكایی‌ها شد. دوگل هم به مسكو رفت و هم رهبران شوروی را به حضور پذیرفت. او همچنین روابط بسیار خوبی با جهان اسلام و كشورهای عربی داشت و در خصوص رژیم اشغالگر قدس، سیاست‌هایی كاملاً مخالف با سیاست‌های آمریكا را اتخاذ و اعلام كرد. اختلاف با آمریكا و انگلیس اوج اختلاف‌های سران آمریكا و ژنرال دوگل در دو مسأله‌ بروز و ظهور پیدا كرد. یكی از این دو مسأله‌ی اتحادیه‌ی اروپا بود. دوگل طرفدار تشكیل اتحادیه‌ی اروپا بود، اما اروپایی كه در مقابل دولت‌های دیگر و از جمله آمریكا مستقل باشد. البته مقصود دوگل جنگ با آمریكا یا دولت‌های دیگر نبود، بلكه پافشاری او بر این بود كه اروپا باید روی پای خودش بایستد. بنابراین دوگل از معماران اتحادیه‌ی اروپا با تكیه بر مفهوم اروپای مستقل بود. او تأكید داشت كه اروپای مستقل باید خودش امنیتش را تأمین كند. سیاست دفاعی اروپا نقطه‌ی آغاز اختلاف بین دوگل و به‌ویژه انگلیسی‌ها بود. انگلیسی‌ها و برخی كشورهای دیگر معتقد بودند كه آمریكایی‌ها باید بیایند و در جریان پیمان ناتو امنیت اروپا را در برابر بلوك شرق حفظ كنند. در حالی كه دوگل معتقد بود اروپا برای حفظ امنیتش نیازی به آمریكا ندارد. دوگل سیاست فراآتلانتیكی آمریكایی‌ها را قبول نداشت. بنابراین هزینه‌اش را هم پذیرفت و این اختلاف‌ها شدت گرفت. تا آن‌جا كه در اقدامی كم‌سابقه و در عین حال پرافتخار برای فرانسوی‌ها، دوگل نیروهای فرانسه را از پیمان نظامی و دفاعی ناتو خارج كرد. نماز جمعه تهران. چهاردهم بهمن‌ماه سال نود اختلاف دوم دوگل با آمریكایی‌ها در مسأله‌ی دستیابی فرانسه به سلاح اتمی و فناوری هسته‌ای بود. در آن دوران آمریكا، چین و روسیه به فناوری هسته‌ای رسیده بودند و آن را در اختیار انگلستان هم گذارده بودند، اما نمی‌خواستند فرانسه به این مهم دست یابد. دوگل صریحاً اعلام كرد كه برای جلوگیری از حمله‌ی دشمنان به فرانسه و به عنوان یك قدرت بازدارنده، توان دستیابی به این فناوری و نیز سلاح هسته‌ای را دارد. وی با زحمات و زیركی فراوان، برخی از متخصصانش را به آمریكا فرستاد و اطلاعاتش را جمع كرد و بدون كمك آمریكایی‌ها و به رغم مخالفت‌های بسیار فراوان آنان و برخی كشورهای اروپایی، سرانجام به فناوری هسته‌ای دست پیدا كرد و بمب اتم را آزمایش كرد. این اتفاق به یك چالش جدید بین آمریكا و فرانسه دامن زد و می‌توان گفت كه دوگل تقریباً در حالت تحریم قرار گرفت. سنتی كه هم راست به آن پایبند بود و هم چپ با همه‌ی این تفاسیر، دوگل روز آزمایش بمب اتمی در فرانسه را جشن ملی اعلام كرد و در ملاقاتی كه با رهبران آمریكا داشت، به رئیس‌جمهور آمریكا گفت: ما بدون كمك شما به این سلاح رسیدیم. رئیس‌جمهور آمریكا هم به دوگل گفت: ما طبق قانونی كه كنگره تصویب كرده، نمی‌توانیم این فناوری را به كشورهای دیگر بدهیم و قانون دست و پای ما را بسته بود. دوگل در جواب او گفت: من قانون اساسی این كشور (فرانسه) را عوض كردم و جمهوری جدیدی بنا كردم، شما نمی‌توانستید این قانون را عوض كنید؟! این سنت اگرچه یك سنت دست راستی در فرانسه است، اما رؤسای جمهور فرانسه پس از دوگل نیز سعی كردند در راه او گام بردارند. جناح راست فرانسه، اندیشه‌ی استقلال در برابر آمریكا را به عنوان اصل اساسی سیاست خارجی‌ خود می‌دانست. حتی جناح چپ هم به همین باور و اعتقاد در فرانسه رسید. در دوران چهارده ساله‌ی آقای میتران و نیز در دوران دو سه ساله‌ی دولت آقای لیونل ژوسپن سوسیالیست نیز همین سیاست تكرار شد. بنابراین مسأله‌ی استقلال ملی و شكوه فرانسه و ایستادن در برابر آمریكا و عدم تبعیت از آمریكا به یك سنت فرانسوی تبدیل شد. وقتی در سال ۱۹۹۵ نوبت به شیراك ‌رسید، از هر نظر سعی كرد پا جای پای ژنرال دوگل بگذارد. شیراك خود را وارث دوگل می‌خواند. او سعی كرد در مواجهه با مسأله‌ی رژیم صهیونیستی موضع عادلانه‌ای داشته باشد و در موارد مختلفی با آنها مخالفت كرد. شیراك با جهان عرب و جمهوری اسلامی هم ارتباطات خوبی داشت. حتی در مسائل هسته‌ای ایران نیز شیراك رفتار عاقلانه‌تری نسبت به بقیه داشت. سیاست دفاعی اروپا نقطه‌ی آغاز اختلاف بین دوگل و به‌ویژه انگلیسی‌ها بود. انگلیسی‌ها و برخی كشورهای دیگر معتقد بودند كه آمریكایی‌ها باید بیایند و در جریان پیمان ناتو امنیت اروپا را در برابر بلوك شرق حفظ كنند. در حالی كه دوگل معتقد بود اروپا برای حفظ امنیتش نیازی به آمریكا ندارد. سنت‌شكنی ساركوزی اما وقتی كه شیراك ‌رفت و پدیده‌ای به نام ساركوزی به حكومت ‌رسید، تمام این سنت فرانسوی را كه ریشه در تاریخ فرانسه دارد -و حتی به پیش از دوگل نیز برمی‌گردد- زیر پا گذاشت. دوران پایان ژاك شیراك دوران تنش و بحران آمریكا و فرانسه بود، زیرا شیراك در جریان جنگ دوم خلیج فارس موضع مخالفت گرفت و نیرویی اعزام نكرد. این اتفاق به بحرانی در روابط فرانسه و آمریكا انجامید. حتی چند شركت‌ آمریكایی برخی كالاهای فرانسوی را كه در آمریكا طرفدار داشت، تحریم كردند. در چنین شرایطی آقای ساركوزی به حكومت ‌رسید و همان ابتدا اعلام كرد كه با آمدن من ورق برخواهد گشت. ساركوزی به قول خودش كوشید كه تنش تاریخی رابطه‌ی بین آمریكا و فرانسه را از بین ببرد. او نه‌تنها این رابطه را بهبود بخشید، بلكه بر خلاف سنت فرانسوی‌ها، پیروی بی‌چون و چرا از آمریكایی‌ها را مشی سیاست خارجی خودش قرار داد. به دلیل همین شیوه بود كه ساركوزی در همان ابتدای كارش «تونی‌بلر آمریكا» لقب گرفت و این در حالی بود كه این لقب برای مردم فرانسه چندان خوشایند نیست. ساركوزی حتی سعی ‌كرد از آمریكایی‌ها هم جلوتر برود؛ به‌ویژه در خصوص ایران و مسائل هسته‌ای ما و برخی موارد دیگر. رفتار ساركوزی و به‌ویژه پیروی بی‌چون و چرای او از آمریكا و از آن طرف هم رفتار و عملكرد ضعیف و غیر مبتكرانه در قبال اتحادیه‌ی اروپا به هیچ وجه مورد قبول فرانسوی‌ها نبود. شكست ساركوزی در انتخابات اخیر را نباید تك‌عاملی دانست، بلكه این اتفاق به مجموعه‌ای از عوامل مانند عوامل اقتصادی نیز برمی‌گردد. البته كارنامه‌ی آقای ساركوزی در عرصه‌ی اقتصادی آنچنان هم بد نیست. فرانسه در جریان بحران اقتصاد جهانی جزء كشورهایی بوده كه تا حدی به‌سلامت از آن عبور كرده و مثل آلمان، یونان، ایتالیا یا اسپانیا نشده است. لذا چه‌بسا شكست آقای ساركوزی به رفتارهایی برمی‌گردد كه با منش و سنن و خوی فرانسوی‌ها در تضاد بود. نسخه چاپی برچسب‌ها :انگليس; ایالات متحده امريكا; فرانسه;