سایت آقا امام خامنه ای

 

دیپلماسی خط دومگفت‌وگو با دكتر دهقانی فیروزآبادی، استاد روابط بین‌المللدیپلماسی خط دوم

 

 

 

 

 

  • احكام روزه‌ | استفتائات از حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ایاحكام روزه‌ | استفتائات از حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

     

     

     

    دیدار با حضرت آیت‌الله بهاءالدینیدیدار با حضرت آیت‌الله بهاءالدینی

     

    وقتی بابام شهید شدوقتی بابام شهید شد

     

    اینفوگرافیك | سیاهه جنایات آمریكا

    1391/04/13 - اینفوگرافیك | سیاهه جنایات آمریكا

  •  

     تلکس خبری :

    1391/04/29 21:32صوت|هرچه هست تویی
    1391/04/29 13:04کتاب|«آداب روزه‌داری ـ احوال روزه داران» منتشر شد
    1391/04/29 12:51پيام ها و نامه ها|انتصاب حجت‌الاسلام یعقوبی به امامت جمعه شهر بجنورد
    1391/04/29 12:27تلکس متني|ایسنا| ستاداستهلال دفتررهبری: شنبه، اول ماه رمضان
    1391/04/29 11:28خبر|اقامه نماز ظهر و عصر در ايام ماه مبارك رمضان به امامت رهبر انقلاب
    1391/04/28 18:52گزيده بيانات|مطالبات رهبر انقلاب از عرصه فرهنگ نشر
    1391/04/28 18:01تلکس متني|فارس | خاطراتی از كتابخوانی رهبر انقلاب
    1391/04/28 15:24تلکس متني|فارس | عرضه كتاب «شرح اسم» در نمایشگاه قرآن

    1391/04/28 11:08ديگران - گفتگو|دیپلماسی خط دوم

     

     

  • شیخ نمر

     

    شيخ نمر النمر؛ آيت الله رزمنده +تصاوير

     

    شيخ نمر النمر؛ آيت الله رزمنده +تصاوير گروه بين الملل مشرق- شيخ "نمر باقر النمر" ‌روحاني شيعي برجسته عربستاني، در سال 1379 هجري قمري مصادف با 1968 ميلادي، در شهر "العواميه" در استان القطيف در شرق عربستان در خانواده‌‌اي اهل علم و دين، به دنيا آمد که از آن علمايي چون "آيت‌الله شيخ محمد بن ناصر آل نمر" (قدس سره) و خطباي حسيني چون جدش حاج "علي بن ناصر آل نمر" سر بر آورده بودند.




    تحصيلات مقدماتي و هجرت براي تحصيل علوم ديني
    تحصيلات مقدماتي خود را در همان شهر العواميه به پايان رساند و در سال 1400 هجري قمری مصادف با 1989 ميلادي، براي آشنايي نزديک‌تر با انقلاب اسلامي ايران و تحصيلات حوزوي ابتدا به ايران مهاجرت کرد تا در تهران در حوزه علميه حضرت قائم(عج) حضور پيدا کند که در همان سال توسط آيت‌الله سيد محمدتقي مدرسي در تهران تأسيس شده بود.


    شيخ نمر پس از 10 سال تحصيل در حوزه علميه حضرت قائم(عج)، عازم سوريه شد و در حوزه علميه حضرت زينب(ع) براي ادامه تحصيلات حوزوي و علوم ديني نام نوشت و در حضور اساتيد اين حوزه به تحصيل پرداخت.

    وي دوره کتاب‌هاي اصولي از جمله "اصول" المظفر، "رسائل" شيخ انصاري و "كفاية" آخوند خراساني را گذراند و در علم فقه نيز "اللمعة الدمشقية" نوشته شهيد اول، "جامع المدارك" خوانساري، "مكاسب" شيخ انصاري و "مستمسك العروة الوثقى" سيد حكيم و ديگر کتاب‌هاي فقهي را مطالعه کرد.

    وي در طول مدت تحصيل علوم حوزوي خود در تهران و سوريه در محضر اساتيدي حضور يافت، از جمله:
    - بحث خارج نزد آيت الله سيد محمدتقي مدرسي در تهران
    - بحث خارج نزد آيت الله سيد عباس مدرسي در سوريه
    - بحث خارج نزد آيت الله خاقاني در سوريه
    - دروس عالية نزد علامة شيخ صاحب الصادق در تهران
    - درس "لمعة" نزد علامة شيخ وحيد افغاني

    همچنين اخلاق را نزد آيت‌الله شيرازي در شهر مقدس قم فراگرفت و به اين ترتيب به درجات بسيار بالايي در اجتهاد است دست يافت و اجازه تدريس در مراکز علوم ديني و مذهبي را پيدا کرد.

    وي اکنون از جمله معروف‌ترين و شايسته‌ترين مدرسان علوم مذهبي و ديني در حوزه‌هاي علميه به شمار مي‌آيد که حتي در حوزه‌هاي علميه ايران و سوريه به تدريس کتاب‌هايي همچون كتاب "اللمعة الدمشقية" و كتاب "جامع المدارك" و "مستمسك عروة الوثقى" و "الحلقات" شهيد سيد محمدباقر صدر پرداخته است.

    شيخ نمر سال‌ها اداره حوزه علميه حضرت قائم(عج) در تهران و سوريه را برعهده داشت و تلاش بسياري براي توسعه و پيشرفت اين مراکز انجام داد.


    پس از بازگشت به عربستان مرکز مذهبي "الإمام القائم(عج)" را نيز در العواميه تأسيس کرد که در واقع سنگ‌بناي "مرکز اسلامي" در سال 1422 هجري قمري مصادف با 2011 میلادی بود.


    خصوصيات اخلاقي آيت‌الله
    از جمله خصوصيات اخلاقي وي را بايد بلندمنشي و وسواس او در مراعات و حفظ اصول و مبادي و ارزش‌هاي ديني ملاحظه کرد که بازتاب آن به‌خوبي در خط مشي فکري و جهادي‌اش آشکار است.


    آيت‌الله نمر النمر، تسلط شگرفي بر روند تحولات جاري منطقه‌اي دارد


    همچنين شيخ، از ديدي باز و آگاه نسبت به حوادث جاري پيرامون خود چه در عربستان و چه در منطقه برخوردار است و همين موجب شده تا داراي ديد تحليلي دقيقي از جريان امور در عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي باشد که يکي از دلايل آن بنا به گفته وي ارتباط عميق وي با قرآن و اهل بيت عليهم‌السلام است که همواره روشنگر راه وي در زندگي بوده‌اند.


    فعاليت‌هاي سياسي و بازداشت‌ها توسط رژيم سعودي
    رژيم عربستان سعودي در حالي شيخ نمر باقر النمر را در هفته جاري بازداشت کرد که پيش از اين نيز دو بار و طي سال‌هاي 2006 و 2008 ميلادي، شيخ را بازداشت کرده بود.

    نخستين بازداشت شيخ نمر به مي 2006 ميلادي بازمي‌گردد، هنگامي که شيخ به محض بازگشت از سفر کوتاه‌مدتش به بحرين و بازگشت به عربستان، به دليل مشارکت در همايشي بين‌المللي قرآن کريم از سوي نيروهاي امنيتي رژيم سعودي بازداشت شد.

    اتهام شيخ اين بود که در اين همايش، در عريضه‌‌اي، از رژيم سعودي خواسته بود به "قبرستان بقيع" رسيدگي کرده، مذهب "تشيع" را به رسميت شناخته و شيوه‌‌هاي آموزشي و درسي کنوني حاکم بر عربستان را تغيير داده يا لغو کند؛ همين.

    اما بازداشت مجدد شيخ نمر، به 23 آگوست 2008 ميلادي بازمي‌‌گردد که در شهر "القطيف" به دست نيروهاي امنيتي رژيم سعودي بازداشت شد. اين بار اتهام شيخ براي بازداشت بنابر ادعاي رژيم سعودي درخواست از شيعيان مناطق شرقي عربستان براي آماده‌شدن به منظور دفاع از خود و جامعه خويش بود که رژيم ادعا مي‌‌کرد، اين سخنان نمر به معني تحريک شيعيان عربستاني براي جدايي از حکومت مرکزي بود.

    رژيم سعودي از بيم قيام مردمي و خشم و غضب شيعيان مناطق شرقي عربستان شيخ نمر را 24 ساعت پس از بازداشت آزاد کرد.


    اقامه نماز جمعه در العواميه از برنامه‌هاي هر هفته آيت‌الله نمر النمر است


    اين روحاني برجسته عربستاني يک بار ديگر در مارس 2009 ميلادي در معرض بازداشت قرار گرفت.


    ديدگاه هاي نمر در قبال آل‌سعود
    شيخ نمر همواره در خطابه‌‌هايش رژيم سعودي را به اعمال "سياست‌‌هاي تبعيض‌آميز طايفه‌اي سازمان‌يافته و منظم به‌ويژه در مناطق شرقي عربستان و به‌خصوص در دو منطقه "الاحساء" و "القطيف" متهم مي‌کرد که حدود يک قرن است، بر اين مناطق حاکميت دارد.

    وي همواره و بارها تأکيد داشته که از گفتن کلام حق، بيم و واهمه‌اي ندارد حتي اگر در اين راه بازداشت شده، وارد زندان شود و تحت شديدترين شکنجه‌ها و آزارها و اذيت ها تا سرحد شهادت قرار گيرد.

    شيخ نمر توهين به کرامت شهروندان عربستاني به‌ويژه شهروندان شيعي عربستان که از ديد رژيم سعودي شهروندان درجه دو اين کشور به شمار مي‌آيند و فاقد هرگونه حق و حقوق شهروندي هستند، رد و تأکيد مي‌کند که از کرامت و حقوق شهروندان شيعي عربستاني حمايت خواهد کرد.

    وي بارها در اين ارتباط تأکيد کرده است که در خط اول رويارويي با ظلم و جور رژيم سعودي قرار مي‌گيرد چون اعتقاد دارد بدون مبارزه و تلاش نمي‌‌توان به حقوق مورد نظر خود دست يافت و عدالتي در کشور برقرار نخواهد شد و شهروندان نمي‌توانند آزاد زندگي کنند.

    شيخ نمر در اين‌باره در سخنان خود با استناد به خطبه "جهاد" اميرالمؤمنين علي(ع) تأکيد دارد که به عدالت جز از طريق جهاد دست نخواهيم يافت و حق جز با از خود گذشتگي و جهاد و شجاعت به دست نخواهد آمد.

    وي در خطبه‌هاي نماز جمعه خود نيز بارها گفته است که شيعيان عربستان، ديگر در برابر توهين‌ها و تعدي‌ها و تجاوزات آل‌سعود سکوت نخواهند کرد و در اين باره خطاب به آل‌سعود گفت که "ما ساکت نمي‌مانيم که هر آنچه بخواهيد بر سر ما بياوريد؛ هر آنچه بخواهيد انجام دهيد و کرامت و شخصيت ما را که با ارزش ترين چيز در زندگي ماست، زير پا بگذاريد".

    شيخ نمر همچنين از مطبوعات و رسانه‌هاي سعودي به دليل وابستگي و تبعيت آنها از رژيم سعودي و تبديل‌شدن آنها به بوق تبليغاتي آل‌سعود به‌شدت انتقاد مي‌کند.

    وي تصريح مي‌کند که مفتي‌هاي وهابي، ساخته و پرداخته آل‌سعود هستند. به گفته شيخ نمر، آل سعود به مفتي‌هاي وهابي پول مي‌دهند تا با دامن‌زدن به اختلافات طايفه‌اي و مذهبي و ايجاد اختلاف بين شيعيان و اهل سنت، آنها را به خود مشغول کنند و با ايجاد تفرقه مذهبي و طايفه‌اي و قبيله‌اي به حاکميت خود بر عربستان و غارت و چپاول ثروت‌هاي آن ادامه دهند.

    شيخ نمر النمر در يکي از خطبه‌هايش به خاطر مواضع و ديدگاه‌هاي تندش در قبال رژيم سعودي گفت که "مي‌دانم فردا براي بازداشت من به سراغ خواهيد آمد. خوش مي‌آييد! اين منطق و راه و روش شماست: "بازداشت" و "شکنجه" و "کشتار"؛ ما از قتل و کشتار نمي‌هراسيم. ما از هيچ چيز نمي‌ترسيم."

    وي در قبال سرکوبگري هاي رژيم سعودي و مخالفت اين رژيم با برگزاري تظاهرات‌ مسالمت‌آميز و تجمع‌هاي اعتراض‌آميز تأکيد مي‌کرد که "همواره به دنبال راه‌هاي ديگري براي ادامه اعتراضات خود و احقاق حقوق‌مان خواهيم بود و تظاهرات، يکي از اين راهکارهاست".

    اين روحاني عربستاني را بايد از جمله دشمنان سرسخت "نايف بن عبدالعزيز" ولي‌عهد سابق رژيم سعودي برشمرد. شيخ نمر، همواره انتقادات شديدي را به وي وارد مي‌کرد.

    وي در يکي از خطابه‌هايش شاهزاده نايف بن عبدالعزيز را به علت شدت خشونت و قساوت و ظلمش عليه مردم عربستان به طور اعم و شيعيان به طور اخص، طاغوت و ستمگري خواند که در قبرش شکنجه خواهد شد و آتش او را خواهد سوزاند و کرم‌ها او را خواهند خورد. او در همين خطبه تأکيد کرد که از مرگ نايف خوشحال خواهد شد.

    وي همواره در خطبه‌هاي نمازجمعه و خطابه هايش نه تنها از آل سعود انتقاد مي‌کند بلکه از منتقدان سرسخت برخي از رژيم‌هاي عربي حوزه خليج فارس از جمله آل خليفه است.


    گلوله های برجامانده از عمليات تروريستي هفته جاري عليه آيت الله نمر النمر



    خون ريخته شده شيخ انقلابي بر زمين پس از ترور


    پيکر بي جان و خون آلود آيت الله پس از ترور

    اکنون سؤال همه ناظران بين‌المللي و تحليلگران منطقه‌اي اين است که آيا خون ريخته‌شده آيت‌الله نمر النمر، مي‌تواند جرقه‌اي بر بشکه باروت خشم ملت عربستان از استبداد و ستمگري روزافزون رژيم خونخوار سعودي و پاياني بر تاريخ سياه حاکميت وهابيت بر حجاز و خاستگاه اسلام باشد؟

     
     

    پوستر جدید امام خامنه ای

     

    پوستری از رهبری / جدید

     

    پوستری از رهبری / جدید

     

    http://www.leader-khamenei.net/image/khamenei/imam-khamenei33.jpg

     

     

    توصیه

     

         تاريخ خبر:  22 تير 1391  
    حضرت آیت الله جوادی در درس اخلاق بیان فرمودند:
    توصیه به محاسبه اعمال قبل از ورود به ماه مبارک رمضان


    به گزارش پايگاه اطلاع رساني اسراء: حضرت آيتالله جواديآملي در ادامـۀ مباحث درس اخلاق خود که در مسجد احمد آباد شهرستان دماوند برگزار گردید درباره بخش پایانی ماه مبارک شعبان  فرمودند:
    آنچه در بخش پاياني ماه پر بركت شعبان كه به نام شهر و فيض خاصّ وجود مبارك پيامبر(عليه و علي آله آلاف التحيّة والثناء) است [مطرح مي‌باشد] اين است كه ما مسئله محاسبه را درست ارزيابي كنيم. سرّش اين است كه همه ما در هر شبانه‌روزي موظّفيم اهل حساب باشيم براي اينكه بهترين سرمايه را كه عمر است داريم مي‌دهيم بايد ببينيم در برابر اين سرمايه چيزي گرفتيم يا نگرفتيم اين وظيفه هر روزهٴ ماست. در روايات ما هم هست كه ائمه(عليهم السلام) فرمودند: «ليس منّا مَن لم يحاسِب نفسه»[1] كسي كه اهل حساب نباشد از ما نيست براي اينكه اين سرمايه يعني عمر را دارد مي‌دهد بايد ببيند چه چيزي به دست آورده اما سرّ طرح اين مسئله محاسبه در چنين روزي كه در بخش پاياني ماه پربركت شعبان هستيم آن است كه هر كسي براي خود سالي دارد اين قبلاً هم به عرضتان رسيد يك كشاورز اول سالش اول پاييز است يعني درآمدها را آن وقت حساب مي‌كنند يك دانشجو اول سالش اول سال تحصيلي است وقتي سال تحصيلي قبل تمام شد آن وقت آن كارنامه خود را بررسي مي‌كند هر كسي يك تاجر يا كشاورز يا يك دامدار سالي دارد يك اول سال عمومي است كه همه دارند كه به نام فروردين است آن در حقيقت سال نو شدن حيات گياهي است آن حيات انساني نيست آن سالي كه دين آن را ترغيب مي‌كند در دعاها (يك) در روايات (دو) اين است كه اول ماه مبارك رمضان اول سال است چون هم در دعاهاي روز اول ماه مبارك رمضان آمده هم رواياتي كه ماه مبارك رمضان را معرفي كرد دارد ماه رمضان اول ماه‌هاي سال است[2] سرّش آن است كساني كه در مسائل اخلاقي كار مي‌كنند در مسئله محاسبه نفس كار مي‌كنند در مسئله مراقبه نفس كار مي‌كنند عمر را كه سرمايه است مي‌دهند بعد مي‌بينند در برابر اين سرمايه چه چيزي به دست آوردند, اينها از اول ماه مبارك رمضان شروع مي‌كنند آخر ماه شعبان كه شد ديگر آخر سالشان است حسابرسي مي‌كنند يك تاجر آخر سال كه شد كاملاً حسابرسي مي‌كند يك دانشجو آخر سال تحصيلي كه شد كه امتحان نزديك است كاملاً حسابرسي مي‌كند. در روايات ما اول ماه مبارك رمضان اول سال جديد است ماه شعبان آخرين ماه است لذا انسان بايد محاسبه كند كه در اين يك سالي كه گذشت من اين عمري كه دادم چه چيزي گرفتم اين مطلب اول لذا ماه شعبان را كاملاً ماه محاسبه مي‌دانند.
    حضرت استاد با اشاره به آیه 105 سوره توبه بیان داشتند: در قرآن كريم در سورهٴ مباركهٴ توبه هست كه هر كاري كنيد خدا مي‌بيند پيامبر مي‌بيند ﴿قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ﴾[3] در سورهٴ مباركهٴ حشر مي‌فرمايد همه شما مراقب باشيد ببينيد چه كرديد ﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ﴾[4] قرآن به ما فرمود عمر, سرمايه است شما با اين سرمايه يا خريد و فروش كنيد يا اجاره بدهيد بالأخره انسان زميني كه دارد خانه‌اي كه دارد مالي كه دارد يا مي‌فروشد و استفاده مي‌برد يا اجاره مي‌دهد يكي از اين دو كار را بايد بكند ديگر آنهايي كه شهيد شدند خريد و فروش كردند ماها كه توفيق شهادت نداشتيم بايد اجاره بدهيم خب بالأخره اين سرمايه را اين عمر را اين وقت را يا انسان بايد مستقيماً بفروشد فرمود: ﴿إِنَّ اللّهَ اشْتَرَي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم﴾ كذا و كذا و كذا بعد فرمود: ﴿فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ﴾[5] به شما بشارت بدهم يك معامله خوبي است براي اينكه چه معامله‌اي بهتر از اينكه آن خريدار، عوض و معوّض هر دو را به آدم مي‌دهد كدام معامله خوب است معامله‌اي كه آدم چيزي را بدهد نفع ببرد بله اين خوب خوب است اما اگر چيزي را بدهد به كريمي آن كريم چيزي اضافه كند همان را به آدم برگرداند از اين بهتر ديگر چيست خدا عوض و معوّض هر دو را به ما برمي‌گرداند نه اينكه عوض را بگيرد جان ما را بگيرد كه كجا ببرد؟! جان ما را به ما مي‌دهد از اين معامله بهتر؟! اگر كسي ـ خداي ناكرده ـ با شيطان معامله كرد او آن قدر خائن است كه عوض و معوّض هر دو را مي‌برد نه اينكه سر آدم كلاه بگذارد نه اينكه آدم ضرر كند يك وقت است كسي فرشي دارد به كسي مي‌فروشد او فريب مي‌دهد اين فرش را ارزان از آدم مي‌خرد خب او بالأخره عوضي داد كم, معوّض را گرفت اما اگر فريبكار بود عوض و معوّض هر دو را گرفت [چه بايد كرد] شيطان سواري مي‌خواهد مطابق آيه سورهٴ مباركهٴ «اسراء» به خدا عرض كرد من سواري مي‌خواهم ﴿لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ﴾[6] اين «احتنك» يعني حَنك و تحت حنك او را گرفت اين سواركارهاي مسلّط چه كار مي‌كنند حنك و تحت حنك اسب را دارند دهنه مي‌زند شيطان گفت من چنين كاري مي‌كنم من سواري مي‌خواهم خب اگر كسي با شيطان معامله كرد شيطان عوض و معوّض (هر دو) را مي‌برد نه اينكه سر آدم كلاه بگذارد آن وقت انسان مي‌شود بنده او هر چه او گفت بايد اطاعت كند اينكه در سورهٴ مباركهٴ توبه فرمود خوشا به حال شمايي كه معامله كرديد براي اينكه او عوض و معوّض هر دو را به شما مي‌دهد.
    حضرت آیت الله جوادی آملی اذعان داشتند: اين شهداي بزرگوار تجارتشان اين بود كه سرمايه‌اي داشتند و از راه خريد و فروش پيشرفت كردند عدّه‌اي جانشان را رفتند بدهند ولي اعضايشان را خدا خريد اينها جانبازان هستند با اينها معامله كرد اما با اينها چطور معامله مي‌كند به اينها هم عوض و معوّض (هر دو) را مي‌دهد وجود مبارك حضرت امير(سلام الله عليه) در آن نامه‌اي كه براي دربار معاويه نوشت فرمود خيلي‌ها مي‌روند در ميدان جنگ جانباز مي‌شوند اما از خانواده ما اگر كسي رفت دو دستش را داد دو بال فرشته خدا به او مي‌دهد مي‌شود جعفر طيّار[7] فرمود ما با ديگران فرق مي‌كنيم. خيلي‌ها در جريان جنگ جهاني اول جنگ جهاني دوم جانباز شدند آنها ديگر جانباز انقلاب اسلامي كه نشدند بنابراين اگر كسي سرمايه‌اي دارد بايد تجارت كند كسي خانه‌اي دارد زميني دارد يا بالأخره اين زمين را مي‌فروشد استفاده مي‌كند خانه را مي‌فروشد استفاده مي‌كند يا اجاره مي‌دهد غير از اين كه نمي‌شود آنها كه رفتند شهيد شدند معامله كردند با بيع, ما كه توفيق شهادت نداشتيم بايد اجاره بدهيم ديگر اين اجاره همان است كه در قرآن كريم دارد كه ما به اينها اجر مي‌دهيم[8] اجر و اجرت به چه كسي مي‌دهند به كسي كه عقد اجاره دارد پس ما هم تعبير بيع داريم هم تعبير اجر آنها كه شربت شهادت نوشيدند فروختند و گرفتند كه البته هر دو را گرفتند ماها كه آن توفيق را پيدا نكرديم بايد اجاره بدهيم ديگر اجاره بدهيم يعني چه؟ اگر كسي خانه خود را اجاره داد به ديگري يعني چه؟ يعني آ‌ن مستأجر بايد از آن استفاده كند نه صاحب‌خانه ما اگر وقتمان را به خداي سبحان اجاره داديم اين يعني چه؟ يعني هر چه او مي‌خواهد بايد انجام بدهيم نه هر چه خودمان مي‌خواهيم اين معني محاسبه است آن وقت آدم راحت است خب چه كسي خوشحال‌تر از كسي كه هر روز دارد سود مي‌برد آنهايي كه نه خريد و فروش كردند نه اجاره دادند چيزي در دستشان نيست شما جوان‌هايي كه هستيد ورزش كنيد تماشا كنيد لذّت ببريد اما به اندازه تأمين سلامتتان يك وقت است كسي بيست سال مي‌دود بعد از بيست سال از او سؤال بكنيد كه چه داريد ميوه كار خودش را به شما نشان مي‌دهد مثل يك درخت اين درخت بيست سال تلاش و كوشش مي‌كند شب و روز زمستان‌ها كمتر, تابستان‌ها و بهار بيشتر بعد از بيست سال از اين درخت سؤال بكني چه چيزي داري اين ميوه را در مي‌آورد مي‌گويد اين, يك وقت است انسان بيست سال تلاش و كوشش مي‌كند بعد از بيست سال يك آدم قراضه مي‌شود مثل يك اتوبوس و ميني‌بوس اين ميني‌بوس كه بيست سال تلاش مي‌كند بعد از بيست سال يك آهن قراضه است ديگر اينكه ميوه ندارد يك وقت است يك جوان بيست سال درس مي‌خواند مثل شجره طوباست كه ميوه دارد يك وقت يك جوان بيست سال بازي مي‌كند بعد از بيست سال يك ديسك كمر دارد و يك دردسر دارد خب آدم دو گونه كار مي‌كند از آن جواني كه حالا يا نظامي است يا انتظامي است يا دانشجوست يا طلبه است يا كاسب است بالأخره در راه صحيح قدم برداشت از او سؤال بكني كه محصول بيست سال شما چيست مي‌گويد خدمات اجتماعي من اين است حالا يا علمي يا نظامي يا غيره خدمتي كردم مثل اينكه از يك درخت سؤال بكني تو در اين بيست سال چه كردي مي‌گويد اين ميوه من است اگر از ميني‌بوس سؤال كني تو چه كردي از درخت سؤال كني تو چه كردي درخت حرفي براي گفتن دارد مي‌گويد من هر چه كردم به پاي خودم ريختم ريشه خودم را تقويت كردم او مي‌گويد من هر چه كردم خاك كردم و پشت سر انداختم خب اين لطيفه را شما از كجا استفاده مي‌كنيد از همان آيه سورهٴ مباركهٴ بقره در سورهٴ بقره فرمود كساني كه خدمت مي‌كنند ﴿مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ اِبْتِغاءَ مَرضاتِ اللّهِ﴾ يا ساير خدمات ﴿تَثْبِيتَاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾[9] يك وقت است كسي مرتب آب مي‌گيرد به اين و آن مي‌پاشد خب اين هم كاري است ديگر حالا يا با دهن آب مي‌ريزد مي‌خندد يا با سطل اين را خيس مي‌كند او را خيس مي‌كند يك وقت است كسي يك سطل آب روزانه مي‌گيرد به ريشه خودش مي‌ريزد خب اين دو گونه آب ريختن است آنكه در سورهٴ مباركهٴ بقره است فرمود آنهايي كه كار خير مي‌كنند ﴿تَثْبِيتَاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾ اين دارد به ريشه خودش آب مي‌رساند خب آبياري مي‌كند خب البته بعد از بيست سال ميوه مي‌دهد اما او دارد به اين آب مي‌پاشد به آن آب مي‌پاشد اين تعبير لطيف سورهٴ مباركهٴ بقره يعني اين كار خيري كه مي‌كنيد درست است ديگري استفاده مي‌كند شما اگر آب ريختيد به پاي اين غنچه گل‌تان منظره براي شما, ارزشش براي شما, معطّر بودن براي شما, عابري كه از كنار منزل شما مي‌گذرد البته شامّه او هم معطّر مي‌شود او هم استفاده مي‌كند اما يك فايده اندك است هر كار خيري كه انسان براي ديگري بكند براي ديگري خانه بسازد مدرسه بسازد درمانگاه بسازد بيمارستان بسازد اساس اين خير, تثبيت موقعيت خودش است مثل اينكه در منزل خودش درخت خوبي كاشت ديگري از منظره‌اش بهره مي‌برد اين است لذا در سورهٴ مباركهٴ اسراء فرمود هر كار خيري كه كردي براي خودت كردي ﴿إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ﴾ اين «لام», «لام» اختصاص است و اگر ـ خداي ‌ناكرده ـ كسي كار بدي كرد ﴿وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا﴾[10] آن هم براي خودت است هيچ كس به ديگري بد نمي‌كند اگر كسي در درون خانه خود يك چاه و كنيف بدبويي حفر كرد خب در تمام شبانه‌روز خودش در زحمت است البته گاهي هم شامّه عابرين را آسيب مي‌رساند بله, لذا اين «لام», «لام» اختصاص است كه در سورهٴ مباركهٴ اسراء فرمود: ﴿إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ﴾ باز ﴿فَلَهَا﴾ حالا بعدها سراينده‌هاي ما گفتند:
    اگر بار خار است خود كشته‌اي٭٭٭ وگر پرنيان است خود رشته‌اي[11]
    مردم مشغول دو كار هستند خيلي از شماها شايد اين درخت‌هاي پرتيغ جنگلي را ديديد كه در عربي به آن مي‌گويند قتاد اين درخت هيچ ميوه‌اي ندارد مگر تيغ, هر چه هم به او بيشتر آب دهيد تيغ‌هايش تيزتر است, حرف اين سراينده اين است كه «اگر بار خار است» تيغ محصول كار شماست «خود كشته‌اي», «وگر پرنيان است» پرنيان همين ابريشم است «اگر پرنيان است خود رشته‌اي» يا انسان مشغول رشته پرنياني است يا آبياري آن درخت پرتيغ است اين معني محاسبه است كه مي‌گويند ماه شعبان كه آخر سال است انسان بايد حساب‌هايش را بررسي كند تا سال جديد وارد بشود ببيند كه آيا خريد و فروش كرده مثل شهدا(رضوان الله عليهم) يا مثل جانبازان كه بخشي را خريد و فروش كردند كه حشرشان با اولياي الهي است, نشد, اجاره ديگر آدم نه بيع بكند نه اجاره آن وقت اجري نمي‌برد اينكه در بسياري از آيات دارد اجر آنها با خداست اجر براي اجير است
    معظم له در خطاب به خانواده های شهدا و ایثارگران فرمودند: شما خانواده‌هاي معظّم شهدا, جانبازان كه به لطف الهي تلاش و كوشش كرديد اين نعمت را قدر بدانيد البته جامعه قدر شما را مي‌داند ولي عمده آن است كه خودتان قدر اين نعمت‌ها را بدانيد دعاهاي شما كه ـ ان‌شاءالله ـ مستجاب است براي نظام دعا كنيد فرزندانتان را جامعه‌تان را با دعا تأمين كنيد از خداي سبحان بخواهيد كه توفيق مراقبه و محاسبه را نصيب همه ما بكند كه ما با زبان آزاد قلب آزاد صدر مشروح وارد سال جديد يعني اول ماه مبارك رمضان بشويم ان‌شاءالله.
     
     


    [1] . الكافي, ج2, ص453.
    [2] . الكافي, ج4, ص66 و ج4, ص72 و 73.
    [3] . سورهٴ توبه, آيهٴ 105.
    [4] . سورهٴ حشر, آيهٴ 18.
    [5] . سورهٴ توبه, آيهٴ 111.
    [6] . سورهٴ اسراء, آيهٴ 62.
    [7] . نهج‌البلاغه, نامه 28.
    [8] . سورهٴ بقره, آيهٴ 62 و... .
    [9] . سورهٴ بقره, آيهٴ 265.
    [10] . سورهٴ اسراء, آيهٴ 7.
    [11] . شاهنامه فردوسي, فريدون, بخش20.



    خبرهاي مرتبط:
    هيچ علمي با علم ديگر و هيچ معلومي با معلوم ديگر درگير نيست معلومات همه آيات الهي‌اند
    پیام حضرت آیت الله جوادی آملی به افتتاحيه بخش تحول علوم انساني نمايشگاه قرآن كريم

     

    آقا رهبر ما هم هست

     

    دانلود کلیپ تصویری بسیار زیبا از ديدار شرکت‌کنندگان در اجلاس زنان

     

    http://www.nasimonline.ir/Images/News/Larg_Pic/21-4-1391/IMAGE634776271386066629.jpg

    دانلود کلیپ تصویری بسیار زیبا از حاشيه‌هاي ديدار شرکت‌کنندگان در اجلاس زنان و بيداري اسلامي با رهبر معظم انقلاب


    حضرت آیت الله خامنه ای، نگاه غرب به «زن» را نگاهی اهانت آمیز دانستند و خاطرنشان کردند: غربی ها، در عمق فرهنگ خود، زن را کالا و وسیله ای برای تمتع مرد می دانند و همه ابزارها و امکانات خود را برای تحقق این هدف بکار گرفته اند اما در حرکتی مزورانه بر این نگاه منحط، ناقص و گمراه کننده، نام آزادی گذاشته اند همچنانکه بر جنایاتی نظیر قتل و غارت ملتها، چپاول ثروتهای کشورها و لشکرکشی و تحمیل جنگ نیز نامهای فریبنده ای مثل آزادی طلبی، حقوق بشر و دمکراسی می گذارند.


    دانلود کلیپ تصویری / 7 مگابایت

     

    گلایه از برپایی جشن تولد

     

    گلايه رهبر معظم انقلاب از برپايي جشن تولد براي ايشان

    میانگین امتیار کاربران: / 4
    ضعیفعالی 
    گلايه رهبر معظم انقلاب از برپايي جشن تولد براي ايشان
    رهبر معظم انقلاب اسلامي پس از شنيدن خبر جشن گرفتن براي ايشان در يكي از استانها، به شدت از اين اقدام و صرف بودجه و وقت براي آن گلايه كردند.
    به گزارش شناخت رهبری ، از مدتي پيش روز 24 تيرماه شماري از ارادتمندان رهبر انقلاب فرارسيدن اين روز را به عنوان روز تولد رهبري به يكديگر تبريك مي گويند و امسال در تفاوتي با گذشته علاوه بر ارسال شاخه هاي گل، كارت تبريك، پخش شربت و شيريني، تهنيت از طريق پيام هاي تلفني و... برخي از روزنامه ها نيز، ستون و صفحه و يادداشت به اين روز اختصاص دادند.

    بنا بر اين گزارش، چند سال پيش وقتي براي اولين بار سبدهاي گل و نامه هاي تبريك ميلاد به ايشان رسيد، در چند كلمه خطاب به يكي از نزديكان خويش نوشته بودند «اولاً، مولود اين حقير در تيرماه نيست و ثانياً؛ من و روز تولدم ارزش اين محبت ها را نداريم و اينها موجب شرمندگي من است، در عين حال لازم است از همه آنها تشكر شود.»

    براساس این گزارش، در اقدامي بي‌سابقه، امسال در يكي از استان ها به مناسبت سالروز تولد رهبر انقلاب جشني برپا و از برخي مسوولان براي حضور در اين مراسم دعوت كرده بودند. پس از رسيدن اين خبر به آيت‌الله خامنه‌اي، ايشان در حاشيه برگه‌اي كه حاوي آن خبر بود نوشته‌اند: «اين كار غلط است، اين تولد و امثال آن هيچ جشني ندارد، برگزاركنندگان مسئول وقت و عمر و اموالي هستند كه در اين كار صرف و ضايع مي شود. من از كسي كه براي تولد من جشن مي گيرد به هيچ وجه متشكر نمي شوم و او را مسئول زيان هاي اين كار هم مي شناسم»...

     

     

     

     

     

    کتاب مفاتیح الحیاه و .....

     

    کتاب مفاتیح الحیاه اثر استاد فرزانه آیت الله جوادی آملی که در واقع مکملی برای مفاتیح الجنان میباشد . با قلمی روان که برای عموم اقشار و سنین مختلف قابل درک و فهم است .

     

    تازه های کتاب

    مفاتیح الحیات

     

               تاريخ خبر:  12 مهر 1390  
    دین شناسی (3)
    چگونه است که برخی از انسانها گرایش به دین ندارند یا گرایش آنها به دین کم است؟/ راه درمان عدم گرایش یا بی انگیزگی در دین چیست؟
    حضرت آیت الله جوادی آملی:
    دو پديده پيروي از ظن و گمان در بخش ادراك و انديشه، و حركت در مسير هوا و هوس در بخش انگيزه، پديده خطرناكي هستند؛ زيرا اولاً مبدأ گمان و خيال، شيطان است. ثانياً گمان، تنها از يك راه به دست نمي‏آيد، بلكه مي‏تواند از راه‏هاي متعدد پديدار شود
    اگر انسان در مسائل دين‏شناسي به گونه افقي بينديشد و همه مسائل را براساس روال مادّي و عادي تبيين كند و منطقه ادراك و انديشه او خيال و وهم باشد، يا هرگز گرايش به دين ندارد يا گرايش او كم‏تر است. از اين‏رو، ممكن است اين نوع دين‏داري زوال‏پذير باشد.
    اما اگر براساس سير عمودي و با ديد الهي، دين را بررسي كند و دريابد كه حقيقت دين از نزد خدا آمده است و منطقه انديشه و ادراك او به سمت عقل باشد، گرايش و اشتياق او به دين بيش‏تر است.
    قرآن كريم در تحليل خود درباره منحرفان از دين الهي، مي‏فرمايد: (إنْ يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوي الأَنفس) [1]؛ اينان در مسائل علمي و اعتقادي به گمان و ظن اكتفا مي‏كنند، نه به يقين و برهان، و نيز در مسائل عملي به سمت خواسته‏هاي دل، حركت مي‏كنند.
    دو پديده پيروي از ظن و گمان در بخش ادراك و انديشه، و حركت در مسير هوا و هوس در بخش انگيزه، پديده خطرناكي هستند؛ زيرا اولاً مبدأ گمان و خيال، شيطان است. ثانياً گمان، تنها از يك راه به دست نمي‏آيد، بلكه مي‏تواند از راه‏هاي متعدد پديدار شود و انسانِ گمانْ محور را در دام خود گرفتار كند و در مقام عمل نيز به دليل گوناگوني اميال و بي‏حدّ و مرزي خواسته‏هاي نفس، شيطان از اين راه‏ها سوء استفاده مي‏كند و انسان را به اعمال بد سوق مي‏دهد. اگر انسان بخواهد به اين دو پديده خطرناك مبتلا نشود، بايد در دين‏شناسي، پيرو يقين و استدلال و تعقل باشد و در مقام دين‏داري، جز رضاي خدا را طلب نكند.
    [1] ـ سوره نجم، آيه 23.


    خبرهاي مرتبط:
    اثر متقابل اعمال انسان در یکدیگر
    درتعريف دين، بايد از خلط بين دين و تدين و دين و ايمان اجتناب كرد

     

    ******************************

           تاريخ خبر:  14 شهريور 1390  
    پاسخ به یک شبهه (1)
    راه حل تبیین حجاب دربینش قرآن کریم /حجاب زن حقی الهی است
    حضرت آیت الله جوادی آملی:
    قرآن كريم وقتي درباره حجاب سخن مي‏گويد مي‏فرمايد: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند لذا، نظر كردن به زنان غير مسلمان را، بدون قصد تباهي جايز مي‏داند
    شبهه‏اي كه در ذهنيت بعضي افراد هست، اين است كه خيال مي‏كنند حجاب براي زن محدوديت و حصاري است كه خانواده و وابستگي به شوهر براي او ايجاد نموده است، و بنابراين، حجاب نشانه ضعف و محدوديت زن است.
    راه حلّ اين شبهه و تبيين حجاب در بينش قرآن كريم اين است كه زن بايد كاملاً درك كند كه حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرف‏نظر كردم، حجاب زن مربوط به مرد نيست تا مرد بگويد من راضيم، حجاب زن مربوط به خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند، حجاب زن، حقي الهي است، لذا مي‏بينيد در جهان غرب و كشورهايي كه به قانون غربي مبتلا هستند اگر زن همسرداري آلوده شد و همسرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را مختومه اعلام مي‏كنند، اما در اسلام اين چنين نيست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ويژه برادر و فرزندانش مي‏باشد، همه اينها اگر رضايت بدهند قرآن راضي نخواهد بود، چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حق‏اللَّه مطرح است و خداي سبحان زن را با سرمايه عاطفه آفريد كه معلّم رقّت باشد و پيام عاطفه بياورد، اگر جامعه‏اي اين درس رقّت و عاطفه را ترك نمودند و به دنبال غريزه و شهوت رفتند به همان فسادي مبتلا مي‏شوند كه در غرب ظهور كرده است. لذا كسي حق ندارد بگويد من به نداشتن حجاب رضايت دادم، از اين كه قرآن كريم مي‏گويد هر گروهي، اگر راضي هم باشند، شما حد الهي را در برابر آلودگي اجرا كنيد، معلوم مي‏شود عصمت زن، حق‏اللَّه است و به هيچ كسي ارتباط ندارد. قهراً همه اعضاي خانواده و اعضاي جامعه و خصوصاً خود زن امين امانت الهي هستند. زن به عنوان امين حق‏اللَّه از نظر قرآن مطرح است يعني اين مقام را و اين حرمت و حيثيت را خداي سبحان كه حق خود اوست، به زن داده و فرموده: اين حق مرا تو به عنوان امانت حفظ كن، آنگاه جامعه به صورتي درمي‏آيد كه شما در ايران مي‏بينيد، جهان در برابر ايران خضوع نموده است، زيرا كه در مسأله جنگ تا آخرين لحظه، صبر نمود و كاري كه برخلاف عاطفه و رقت و رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با اين كه دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسكوني، كشتار بي‏رحمانه بي‏گناهان و غير نظامي‏ها را مشروع نمودند.
    جامعه‏اي كه قرآن در او حاكم است، جامعه عاطفه است و سرّش اين است كه نيمي از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهيم، چه نخواهيم، چه بدانيم و چه ندانيم اصول خانواده درس رأفت و رقّت مي‏دهد، و رأفت و رقّت در همه مسائل كارساز است.
    فلسفه حجاب در قرآن
    بنابراين در هر بخشي و هر بعدي از ابعاد براي سير به مدارج كمال بين زن و مرد تفاوتي نيست منتها بايد انديشه‏ها قرآن‏گونه باشد، يعني همان گونه كه قرآن بين كمال و حجاب و انديشه و عفاف جمع نمود، ما نيز در نظام اسلامي بين كتاب و حجاب جمع كنيم. يعني عظمت زن در اين است كه:
    «أن لا يرين الرّجال ولا يراهنَّ الرّجال»[1]
    نبينند مردان نامحرم را و مردان نيز آنان را نبينند.
    قرآن كريم وقتي درباره حجاب سخن مي‏گويد مي‏فرمايد: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند لذا، نظر كردن به زنان غير مسلمان را، بدون قصد تباهي جايز مي‏داند و علت آن اين است كه زنان غير مسلمان از اين حرمت بي‏بهره‏اند.
    حال اگر كسي از تشخيص اصول ارزشي عاجز باشد، ممكن است ـ معاذاللَّه ـ حجاب را يك بند بنداند، و حال اين كه قرآن كريم وقتي مسأله لزوم حجاب را بازگو مي‏كند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان مي‏فرمايد:
    (ذلك أدني أن يعرفن فلا يؤذين)[2]
    يعني براي اين كه شناخته نشوند و مورد اذيت واقع نگردند. چراكه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
    نتيجه بحث
    مرد و زن در آن معيارهاي اصلي همتاي هم هستند، و يك سلسله مسؤوليت‏هاي اجرايي براي مرد است كه اگر انجام ندهد بايد وزر آن را تحمل كند، بنابراين نتيجه مي‏گيريم كه اولاً: آن تهمت‏هايي كه به اسلام زده و مي‏گويند كه: اسلام نيمي از جامعه را از بسياري از حقوق محروم نموده است، نارواست. ثانياً، اين تعصّبات و رسومات جاهلي كه از ديرباز در فرهنگ جوامع اسلامي رواج پيدا كرده است كه زن را به عنوان مظهر ضعف و زبوني ياد مي‏كنند اين بايد زدوده بشود. ثالثاً، اگر كسي احساس مي‏كند كه زن نبايد از علوم و مسائل تربيتي و مانند آن كه خدمات قابل عرضه‏اي به جامعه ارائه مي‏دهد استفاده كند، بايد از اين اعتقاد صرف‏نظر كند و علاقه‏مند باشد زن همتاي مرد در اين علوم و معارف بار يابد و به جامعه خدمت كند مگر آنجايي كه به طور استثنا وظيفه مرد قرار گرفته است. رابعاً، جمله (عاشروهنّ بالمعروف) اختصاصي به مسائل داخل منزل ندارد، بلكه در كل جامعه هم جاري است و مسأله پنجم اين است كه زن در مقابل مرد غير از زن در مقابل شوهر است يعني زن در مقابل شوهر بايد تمكين كند اما زن در مقابل جامعه، مثل فردي از افراد جامعه است و اين چنين نيست كه بايد اطاعت كند و در مسائل خانوادگي هم مي‏بينيم كه گاهي زن قوام و قيّوم است و مرد بايد اطاعت كند، همچنانكه پسر بايد از مادر اطاعت كند ولو در حد بالايي از تخصص‏هاي علمي باشد.
    در پايان گرچه هنوز شبهاتي در مسأله برابري زن و مرد قابل طرح است ليكن با توجه به اصول كلي ياد شده و آشنايي با خطوط اصيل نظام ارزشي در اسلام و تبيين محور سعادت و شقاوت پاسخ آنها روشن خواهد بود.
    [1] ـ بحارالانوار، ج103، ص238.
    [2] ـ احزاب، 59.
    [زن در آينه جلال و جمال - صفحه 436]


    خبرهاي مرتبط:
    درتعريف دين، بايد از خلط بين دين و تدين و دين و ايمان اجتناب كرد
    عناصر محوری در تحقق حقوق زن در خانه و اجتماع

    صبح صادق

    يك‌شنبه | 25 تير ۱۳۹۱ | شماره 3731

     

    25 تير 1391 - شماره 20256



    يك‌شنبه | 25 تير ۱۳۹۱ | شماره 3731